Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

سوگواری چیزی است که در فرهنگ های مختلف با آن به صورت مختلفی برخورد می شود. اما به وضوح می توان در رفتارهای دورانی ویکتوریایی نشانه های آن را یافت. آنها همواره در جهت باقی گذاشتن یک یادگار بودند. به این نگاه کنید.

در واقع بیشتر عکسهایی که گرفته می شد به خصوص در آمریکا عکسهای پس از مرگ بود. در دوران ویکتوریا به دقت صحنه مرگ برای یک عکاسی دقیق بازسازی می شود. در کتابی در این مورد می خوانیم:

این نوع عکس انداختن به بخشی از مراسم سوگواری در فرهنگ آمریکایی تبدیل شده بود. بازماندگان به آنها افتخار می کردند و عکسهای آنها را به دیوار آویخته، برای دوستانشان فرستاده و یا در قابی کوچک یا در کنار آینه جیبی همیشه همراه داشتند.

 

تذکر مهم: اگر احساس می کنید که مایل نیستید از مسائل بعد از مرگ بشنوید و یا احساس می کنید که ناراحتی روحی - قلبی دارید پیشنهاد می کنم همینجا مطالب را کنار گذاشته و ادامه ندهید. ممنون.

در آن زمان اتاقی که بیمار در آنجا جان می داد بسیار مهم بود. بخش مهمی از تشییع جنازه و رسومات ان به آنجا بستگی داشت. عکس زیر عکس کودکی است که درون تابوت به خوابی ابدی رفته است. اینجا «اتاق مرگ» است.

راستی به گوشه عکس آن سایه تاریک دقت کردید؟ آن دستیار عکاس است که در تابوت را باز نگه می دارد تا عکس پرتره مرگ را به یادگار بردارد.

 

 در این عکس چه نکته ای را می بینید؟ پسر کوچک بالای سر برادر مرحومش ایستاده است. ترسناکترین قسمت کار اینجاست. که کسی که در صحنه مرگ بوده است بخواهد همان حالت قبل را داشته باشد. ذره ای احساس جایز نیست.

 

 نوع دیگری از تصویربرداری آن زمان برداشتن عکس از زمان سوگواری است. این هنگام که معمولا بار احساسی بسیار زیادی را به دنبال دارد نه به متداولی حالت قبل اما خود نیز طرفدارانی داشت.

البته عکاس بیرحم در اینجا برای بالابردن میزان سوگواری موجود در عکس یکی از جذابیتهای آن دوران را در این عکس به کار برده است. روح نگاری. چنین به نظر می رسد که تصویری از مادر به صورت محو بر روی این عکس اعمال شده است و با حالتی شبیه پرتونگاری جلوه ای از روح مادر را به نمایش می گذارد.

 

نوع دیگری از عکاسی مرگ در آن زمان شاید بسیار دور از ذهن باشد. فرد مرحوم شده را چون فردی زنده قرار می دهند و در حالتی مثلا حالت خواب عکس او را بر می دارند. مانند این عکس که مرد در حال روزنامه خواندن خوابیده است. اما این خواب بیشتر کمی طولانی است. او مرده است.

 

پی نوشت: شما می توانید در این ارتباط مطلب « مردی که با قوطی نوشیدنی به سفر آخرت می رود » را نیز بخوانید. اما می خواهم نظر شما در اینباره چیست؟ شخصا دوست دارم ادامه هایی بر این نوشته در این وبلاگ باشد. در حال بررسی بیشتر هستم و مطلبی نیمه تمام آماده دارم. ممنون می شوم اگر نظرتان را در اینباره بدانم. برای اطلاع بیشتر این مطلب فوق چکیده ای بود از اینجا!

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

باری کسی گفته بود فقط یک راه هست تا با آن بتوانید با تابوت تان به افسانه ای بدل شوید. نمی دانم بیل برامانتی این جمله را شنیده بود و یا نه اما در عمل دوست داشت به آنجا برسد. شما که این وبلاگ را می خوانید می دانید که من انسانهای در جست و جوی جاودانگی بعد از مرگ را دوست دارم. اما این بار او خلاقیت و به قول خودمان گیک بازی را هم وارد بازی کرده است.

او به تمام معنا عاشق است. واقعا عاشق است. عاشق یک قوطی نوشیدنی. البته فقط از نوع Pabst Blue Ribbon. دوستان می دانند که از مواد سکرآور استفاده نمی کنم و نمی دانم این در حقیقت چه کیفیتی دارد اما می دانم که بیل بسیار ان را دوست دارد.

 

 

این عشق کار هم دست او داد. شاید وقتی ایده به ذهن او می رسید به هیچ عنوان چنین شهرتی را تصور نمی کرد اما ایده او گرفت. او تابوتی را ساخت که در حقیقت یک قوطی Pabst Blue Ribbon را شبیه سازی کرده است. این ایده که انسان در زمان مرگ در چیزی باشد که دوست دارد واقعا لذت بخش است. البته فکر نکنم در قبر انسان به این چیزها فکر کند اما کلا می تواند یاد مرگ را کمی لذت بخش تر کند.

 البته در این مورد او یک خلاقیت بسیار زیبا هم کرده است. تا زمانی که بیل برامانتی خود در آن برای همیشه آرام گیرد این قوطی های نوشیدنی آن است که در آن آرام می گیرد. او سیستم تابوت را طوری طراحی کرده است که به صورت یخچال هم عمل می کند. این جوری نیاز او به یخچال هم برطرف می شود. بد نیست که آدم بعدا در یخچالش دفن شود؟

 

حال دوست دارم از خوانندگان این وبلاگ بخواهم که بگویند که دوست دارند اگر قرار بود چنین چیزی بسازند چه می ساختند؟ خواهشا بفرمائید اگر شما بودید تابوت شما چگونه بود؟

 کامنتی که بسیار پسندیدم را به متن منتقل می کنم.

در مورد مرگ پیشنهاد می کنم مطلب « عکسهایی که بعد از مرگ گرفته شد » را ببینید.

پیشنهاد می کنم در مورد مشروبات نیز مطلب « گیلاسهایت را بیاور تا رکورد جهانی بزنیم » و « از کامپیوترتان در راههای خلاف استفاده کنید » را بخوانید. در ضمن این خبر این مطلب را در USAToday خواندم.

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

چه می شد که همواره یک دکمه Share در همه جای اینترنت وجود داشت؟ این جوری مجبور نبودیم که برای Share کردن هر چیزی در گوگل ریدر به خود گوگل ریدر مراجعه کنیم و اگر مشترک نبودیم فیدش را مشترک شویم. البته مشکل از این هم می توانست بغرنج تر باشد و آن اینکه منبع مذکور فید نداشته باشد! در آن صورت باید رسما قید اینکار را می زدیم. اما امروز با تحولاتی که در گوگل ریدر اتفاق افتاد دیگر این مشکل به کلی حل شد. نگاهی می اندازیم به تغییرات گوگل ریدر و حل مشکل اشتراک آیتمها از سرتاسر وب.

برای اینکار باید اول قابلیت Note Page را در گوگل ریدرتان فعال کنید. برای اینکار کافی است اینجا کلیک کنید. حال یک قابلیت انقلابی در گوگل ریدرتان فعال است. بعدا بیشتر توضیح می دهم اما به این نکته توجه شما را جلب می کنم که ممکن است این قابلیت برای شما بدون کار خاصی فعال باشد.

  • Share کردن مطلب از هر جایی از اینترنت با چند کلیک

Note in Reader بر روی دکمه Note in reader کلیک راست نمائید. سپس Add to favorites یا دکمه مشابهی که موردی را به بوکمارک های شما اضافه می کنید کلیک نمائید. در صورت امکان آن را جایی در مرورگرتان بوکمارک نمائید که قابلیت دسترسی سریع را داشته باشد. حال برای Share کردن هر مطلبی از هر جای اینترنت حتی اگر فیدی نداشته باشد به صورت زیر عمل می کنیم.

برای ادامه کار در صفحه همان مطلب موردنظر می رویم. طبیعی است اگر ما از گوگل ریدر این مطلب را می خواندیم همانجا آن را Share می کردیم. سپس به بخش BookMark های مرورگر خود می رویم.

وبلاگ دوست عزیزم دکتر علیرضا مجیدی توانسته است به PageRank شش برسد. ضمن عرض تبریک به خاطر این موفقیت به خاطر این مناسبت برای مثال صحبت امروزمان از مطلب دکتر مجیدی برای مثال این مورد استفاده می کنیم. البته داخل پرانتز احتمالا دکتر دیگر با شاه نیز فالوده میل نمی نمایند!

 

سپس گزینه ای که BookMark کرده بودیم را انتخاب می کنیم. صفحه ای به صورت پاپ آن باز می گردد که می توانید نمونه آن را در زیر ببینید.

 

 

 

می توانید تیتر مطلب Share شده را مانند مثال تغییر دهید. در پایان باید دکمه Post Item را کلیک کنید.

  • یادداشتی برای Share شده ها

اما انقلاب گوگل ریدری هنوز مانده است. اگر یادتان باشد روزی که می گفتم ( در اینجا ) از قابلیت Sharing گوگل ریدر، قابل پیش بینی بود که روزی این قابلیت همه گیر شود. امروز اما باید به قابلیت دیگری اشاره کنم که شاید مهمتر از قبلی باشد. اگر قسمت قبلی را خوانده باشید هم اکنون قابلیت Note Page برای شما فعال است. حال کافی است به قسمت فیدهای خود بروید و مانند شکل زیر به هر آیتمی که دوست داشتید یادداشتی را ضمیمه کنید!

 

 

اول کافی است که دکمه مشخص شده در شکل بالا را بزنید و سپس در پنجره ای که قبلا نمونه آن را دیده بودیم یادداشت خود را بنویسید.

  • ایده هایتان را با گوگل ریدر به اشتراک بگذارید. همین الان

اما باز هم انقلاب Note Page ادامه دارد. شما یک قابلیت طلایی را در گوگل ریدرتان فعال کرده اید. یادتان است در قسمت اول به صفحه Note Page رفته بودید و بوکمارک را کلیک راست کردید و ادامه ماجرا؟

شاید شما بخواهید یک ایده و یا یادداشت و یا هر چیز دیگری را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و یا شاید به آنها اطلاع دهید. می توانید از این قابلیت جدید استفاده کنید. از بخش Your staff در سایدبار گوگل ریدرتان گزینه Notes را انتخاب کنید تا به آن صفحه بروید. سپس مانند شکل زیر متن خود را بنویسید و پست کنید. شکل گویای روش کار است.

 

 

گوگل ریدر برای شما دست آوردهای زیادی دارد اما فکر کنم تا همینجا هم این قابلیت Note Page هم سرفصل دیگری در کار با گوگل ریدر را گشوده است.

راستی اینجا صفحه به اشتراک گذاشته های من است. دوستان می گویند خوب Share می کنم. اگر دوست داشتید دنبال کنید. اما اگر دنبال هم نمی کنید می توانید از قسمت آیتم های Share شده خود دستی به گوش این صفحه بکشید. 4 قالب به ترتیب شکل زیر برای شما آماده است.

 

البته به علت جالب نبودن قالبهای دیگر ، من که به صفحه اشتراکات خودم دست نمی زنم. شما چطور؟

پی نوشت: کوتاه مدتی بود درباره گوگل و متعلاقتش ننوشته بودم تا امروز دیدم که گوگل حقوق من را به عنوان مبلغ قطع کرده است. امیدوارم من را ببخشایند :)

 پی نوشت: این نوشته ترجمه ای بومی شده است از اینجا و چه جالب که دکتر مجیدی نیز چند دقیقه بعد از من آن را در اینجا نوشته است. کم کم نوشته هایمان دارد شبیه هم از کار در می آید. نمی دانم دکتر از دست من نگاه کرده و یا من از دست ایشان اما برای خودم هم جالب بود.

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

{ صدای مجری راز بقا… }

به برنامه راز بقای امروز خوش آمدید. امروز در این برنامه که از کانال www.ITpedia.net پخش می شود قصد داریم شما را با خطرناکترین موجودات عالم آشنا کنیم. برای دیدن این حیوانات از داخل مردابها شروع و در آخر به گوشه ای از اتاقهای تاریک می رسیم.


10

عنوان دهم می رسد به وزغ زهرافکن ( Poison Dart Frog ). این وزغ بسیار زیباست و شما می توانید آنها را در دریاچه ها بیابید اما عجله نکنید. احتمالا اگر آنها را از نزدیک دیدید شاید اصلا نفهمید که خانواده ای را عزادار کرده اید. سمی که از پشت این وزغ خارج می گردد به سرعت شما را نابود می کند. البته نه شما بلکه این این سم عصبگرا برای از میان برداشتن 10 انسان کافی است! تا شما باشید که با این حیوان نازنین کاری نداشته باشید!

 

 

9

احتمالا شما هم هوس نمی کنید که با این بوفالو عزیز شوخی کنید. گول هیکل ورزشکاری او را نخورید! قدرت اصلی او در شاخهای تیز و قدرتمند اوست. شما به سختی می توانید یکی از این حیوانات را خشمگین کنید اما در این صورت زیاد به ادامه زندگی امید نداشته باشید!

 

 

 

 

8

عنوان هشتم به یک حیوان سفیدرنگ و خوش خوراک و زیبا تعلق دارد. او را در قطب یافتیم. اگر بخواهیم به برنامه غذایی او اشاره کنیم باید به صبحانه مقوی او اشاره کنیم. راستش فکر می کنم اگر من هم هر صبح یک فیل دریایی ( فوک ) می خوردم از این هم خطرناک تر می شدم. خطاب به دوستان علاقه مند به هیجان توصیه می کنم توله های آن را اذیت کنید. احتمالا بعد از اصابت پنجه خرس به سرتان و احتمالا ترکیدن مغزتان هیجان زیادی احساس می کنید.

 

 

7

اگر بعد از دیدن فیل مهربانی مانند دامبو قصد دارید شما هم یک فیل داشته باشید بد نیست با من به قلب مراتع آفریقا بیایید. احتمالا با دیدن این فیلهای کمی خشن! از تمام تصمیمات خود در مورد داشتن یک فیل پشیمان می شوید. البته اگر عاج های فوق العاده تیز و خطرناک سوراختان نکرده باشد و یا یک فیل 16000 پوندی بغلتان نپریده باشد! در هر حال بد نیست بدانید سالانه 500 نفر توسط فیلها کشته می شوند. چرا شما یکی از آنها نباشید!

 

 

6

حواستان کجاست؟ وقتی با برنامه سازان برنامه راز بقا به دریاچه های آب شور استرالیا آمدید باید مواظب باشید که یک کروکدیل آب شور استرالیایی را با یک کنده چوب خشک اشتباه نگیرید! این حیوانی که می بینید ممکن است بسیار رومانتیک شما را به دندان بگیرد و بعد از غرق کردن شما شما را تکه تکه کند و میل نماید. شما هم که خوشــــــــــــــــــمزه!!

 

 

 

5

این حیوان گربه ای ملوس است که ممکن است سوالات زیادی را در ذهن شما ایجاد کند. ما هنوز نمی دانیم کجای این حیوان خطرناک تر است. دندانهای برنده او؟ حملات برق آسای او؟ پنجولهای تیز و خرد کننده او؟ گرسنگی همیشگی او؟ نمی دانم اما می دانم این شیر آفریقایی اعصاب درست و حسابی ندارد. بهتر است به سراغ حیوان خطرناک بعدی برویم.

 

 

 

4

این کوسه غول آسای سفید بسیار موجود بی جنبه ای است. از عکس گرفتنش می توانید این را بفهمید. جوری عکس گرفته که خود را خشن نشان دهد. اما کلا ما دست اندرکاران راز بقا او را بیشتر انسانی ببخشید کوسه ای عاشق می پنداریم. او عاشق بوی خون است. هر جا که بوی خون در آب به مشام برسد در چشم بر هم زدنی آنجاست و در چشم بر هم زدنی قیامت کبری را بر پا می کند. اگر در چنین موقعیتی بودید دیگر بی خیال شوید. وقتی او بوی خون را احساس کند دیگر راه فراری نیست. در تفکر کوسه ای هر چیزی که تکان بخورد باید کشته شود!

 

 

3

راستش این بار باید به عمق ابها برویم و این ماهی ژلاتینی زیبا را ببینیم. اگر توانستید از دست کوسه سفیدی به ان مرگباری فرار کنید اصلا مغرور نشوید. این ماهی ژلاتینی که چهره ای معصوم به خود گرفته است آنقدر شیطان صفت است که فکر می کنم هر هفت حیوان قبلی هم از او بترسند. او 60 شاخک دارد که هر کدام 15فوت طول دارد. در هر شاخک به زیبایی 5000 هزار تیغ سمی دارد. اگر وزغ زهر افکن 10 انسان را از بین می برد این ماهی 60 انسان را از پای در می آورد.

 

 

2

کبری آسیایی نوعی مار است و هیچ ارتباطی با انسانها و تصمیم کبری ندارد! او دیگر مظهر نیش زدن است. سالانه 50 هزار مرگ در جهان اتفاق می افتد که قسمت عمده ای از آن به دست این مار اتفاق می افتد. وقتی با چنین ماری روبرو شدید که راه فراری برای نیشهای فوق مرگبار او نداشتید آن وقت اذعان می کنید که چرا در بین مارها او را خطرناکترین می نامند.

 

 

 

1

در فرهنگ رازبقایی ما گفته شده است که به هیچ عنوان به این عنوان نزدیک نشوید اما ما و شما قصد داریم نگاهی به آن بیاندازیم. پشه ها اغلب فقط باعث ایجاد خارش می گردند اما همین ها هستند که باعث انتقال بیماری مالاریا می شوند. انگل هراسناک مالاریا پشت هر مالاریا دیده ای را می لرزاند. اما اگر بدانید سالانه 2 میلیون نفر بر اثر نیش این بلایای کوچک می میرند شاید شما هم بترسید. راستی یادم رفت بگویم بعضی انسانها مانند من هستند که به هیچ عنوان پشه نیششان نمی زند. اگر می بینید با شما راحت به میان این پشه ها آمده ام به همین دلیل است. چه شد؟ پشه نیشتان زد؟

 

 

- صفر - !

این موجود از سری موجودات بسیار خطرناکی است که فقط در گوشه ای از اتاقهای خالی یافت می شود. اکثر انسانها موجودات رامی هستند اما این گونه بسیار وحشتناک است. در حالت عادی برخلاف ظاهر آرامش بسیار خطرناک است. او اول شما را انواع و اقسام شبکه های اجتماعی مانند توییتر و فرندفید و از همه بدتر تکنولوژی فید معتاد می کند و کم کم با انواع و اقسام مشکلات اینترنت ایران شما خود به خود زجرکش می شوید. البته اینها فقط زمانی است که از پشت مانیتور او را ببینید. اگر به محدوده آن وارد شوید و خدای ناکرده زبانم لال ارتباط او را با اینترنت قطع کنید به قدری عصبانی می شود که کارشناسان جانورشناسی معتقدند دیگر تعداد شما مهم نیست. هرکه باشد تا لحظه وصل شدن دوباره به اینترنت باید نابود گردند. سالانه میلیونها ISPدار به خاطر جنون آنی این افراد ناشی از قطع اینترنت کشته می شوند. در این راستا مسئولان محیط زیست به شدت به دنبال گونه بسیار خطرناکی از این انسان نماها که با نام «یک فتحیوس اینترنتیوس» شناخته می شود می گردد تا او را به دامان شبکه باز گرداند!

پی نوشت: متاسفانه برای این حیوان آخر عکسی یافت نشد. اما فکر نکنم خودتان نتوانید تصور کنید. فقط خواهشا خوش بر و رو تصور بفرمائید!

در اینباره پیشنهاد می کنم مطلب زیباترین الفبای انگلیسی  را هم از این وبلاگ بخوانید.

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

امروز در طی زندگی اینترنتیم! متوجه آمار « مقایسه ای شادترین کشورهای جهان » شدم. با این پیش زمینه که مسلما ایران در رده آخر قرار دارد لیست کشورها را نگاه کردم که خدا را شکر نبود! پیدا کردن اسم ایران هم در بین این همه اسم کشور واقعا سخت بود پس بهتر دیدم اول به سراغ اولین کشور شاد جهان بروم. برایم جالب بود که کشور کوچکی مانند « بوتان » سالهاست که برای این عنوان تلاش می کند و حتی قبل از این اعلام اخیر در رده اول بوده است.

در هر حال این لیست برای من کمی عجیب بود. در رده اول این رده بندی کشور دانمارک قرار دارد. کشوری که یک زمان یک کشور محبوب در ایران قلمداد می شد اما امروزه به دلایل توهینی که توسط رسانه های دانمارکی به مذاهبی مانند اسلام شده است اوضاع بسیار فرق کرده است. یادتان هست که شیرینی فروشی « شیرینی دانمارکی » مجبور شد نام شیرینی فروشی خود را عوض کند؟

اما واقعیت این است که چرا کشوری مانند دانمارک باید شادترین کشور جهان  باشد؟ از دلایلی که تقریبا همه دانمارک دیده ها به آن اعتراف می کنند ترافیک بسیار مطلوب دانمارکی است. دانمارکی ها می دانند برای پیشرفت وقتی که در ترافیک صرف می شود بسیار ارزشمند است. باید آن را صرفه جویی کرد!

از سوی دیگر غذاهای خوشمزه دانمارکی است. قسمتی به خاطر مشروبات خوش طعم و قسمتی دیگر به خاطر غذاهای خوب طبخ شده است. این را چندین نفر به من گفته اند.

خانه ها برطبق شنیده های من بسیار دلپذیر طراحی می شود. برای طراحی خانه در دانمارک یک اصل پذیرفته شده است که باید اینتریور دیزاین مناسب استخدام شود. هر چند ممکن است کمی خرج اضافه باشد اما یک طراحی علمی سطح رضایت ما را از منزل تا مدت زیادی بالا نگاه می دارد.

راستش این چیزی است که من از دانمارک شنیده ام. البته مثلا از زیبایی دانمارکی ها شنیده ام اما فکر نکنم این باعث رشد میزان شادرفتاری یک جامعه باشد. که این هم البته احتمالا خود دانمارکی ها نمی دانند!


نمی دانم این دختری 12 ساله است یا زنی شاد و مخمور؟ هر که هست شاد به نظر می رسد!

 

اما کلا جشنهای آزادانه! ای که برگزار می گردد همه از روحیه خوب دانمارکی ها خبر می دهد. جشنهایی که از روحیه شاد نشات گرفته و به روحیه شادتر کمک می کند.

اجازه دهید کمی به لیست نگاه کنیم ببینیم ایران در کجای لیست است. کشورهای اول به این ترتیب است. برای دیدن منابع به خود منبع مراجعه فرمائید.


DENMARK (273)

SWITZERLAND (273)

AUSTRIA (260 (

ICELAND (260)

BAHAMAS (257)

FINLAND (257)

SWEDEN (257)

BHUTAN (253)

BRUNEI DARUSSALAM (253)

CANADA (253)

IRELAND (253)

LUXEMBOURG (253)

.

.

.

90.Japan (207)

.

96.Iran (200)


 

همانطور که می بینید ایران در رده 96 جهان ایستاده است. فکر می کنم حدود 150 کشور در این لیست باشد. می خواستم نگاهی داشته باشم به این که ایران چرا در جای 96 است و دانمارک در رده اول اما دیدم سواد لازم را ندارم اما شما خودتان که به عینه ایران را می بینید و متوجه هستید.

اما این وضع بسیار نگران کننده است برای من است. به اختلاف کم ما با ژاپن نگاه کنید. اگر مطلب «» را خوانده باشید متوجه می شوید که من فکر می کنم نه تنها این رتبه برای ایران مناسب نیست بلکه بسیار نگران کننده هم هست. به اسم ژاپن نگاه نکنید. وضع روحیه ایرانی باید شادترین و سرزنده ترین باشد.

قضاوت را که به خودتان واگذار کردم. اگر هستیم. به لیست « شادترین کشورهای جهان » نگاه کنید. خوشحال خواهم شد اگر اطلاعاتی درباره کشورهای «شاد» جهان دارید و یا نظری دارید در کامنتها پذیرا باشم. امیدوارم روزی شادبودن را در ایران عزیزمان تجربه کنیم.

 

پی نوشت: نمی دانم به امیر بیت اللهی تبریک گفته اید یا نه اما روز میلاد یک وبلاگنویس عزیز کم چیزی نیست. بشتابید که تا سال دیگر نمی توانید تولدش را تبرکی بگویید!
مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

بعضی از اوقات انسان احساس می کند که دوست دارد بعضی چیزها را بسازد. یکی از چیزهایی که من دوست داشتم بسازم موتور زیر است.

 

 

البته این را من نساختم! این موتور که به Uno معروف است ساخته دست Ben J. Poss Gulak است. جالب است بدانید این آقا فقط 18 سال دارد. من وقتی به یاد هجده سالگی خودم می افتم هیچ نقطه روشنی به خاطرم نمیاد. البته آن زمان امکانات نبود! اما جوانان امروزی هم ما را امیدوار نمی کنند که بتوانند روزی موتوری با یک چرخ بسازند!

 

البته در ظاهر این موتور هم دو چرخ کنار هم دارد که باز هم ابتکاری است اما در واقع این یک چرخ با شکلی خاص است که با یک سیستم اختراعی توسط خود بن به کل موتور وصل می شود.

این موتور زیبا فقط 55 کیلوگرم وزن دارد که من فکر کنم وزن معقولی است. تمام اتفاقاتی که برای این موتور در زمینه کنترل می افتد از طریق کابلها به میکروپرسسوری منتقل می شود و این سامانه هم اطلاعات را به موتور الکتریکی منتقل می کند تا فرامین کنترل و انجام بشوند.

 

اما می رسیم به جالبترین بخش این موتور یعنی هدایت! شما برای هدایت این موتور کافی است که بدن خودتان را به سمت جلو متمایل کنید تا با افتادن وزن شما به سمت جلو این موتور به جلو حرکت کند. حتما حدس می زنید که اگر می خواهید این موتور بایستد باید وزن خود را به سمت عقب منتقل کنید. انگار که با کشیدن دهنه موتور ( اسب سابق! ) موتور متوقف شود. این همان چیزی است من دوست داشتم بسازم. یک موتور که گویی از بدن دستور می گیرد!

 

پی نوشت: امیدوارم دیترویتی های عزیز در نمایشگاه دیترویت امسال این موتور را دیده باشند. اگر اشتباه نکنم در 28 و 29 آپریل برگزار شد. اگر اشتباه می کنم دوستان خواهشا تاریخ دقیق National Motorcycle Show را به من یادآوری نمایند.

پیشنهاد می کنم مطلب « موتوری که جان دارد » را هم ببینید.

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

راستش اینکه بشنوی یک گوشه از کشورت عزیزت گرفتار یک فاجعه زیست محیطی است هر کاری کنی نمی توانی ساکت بنشینی. اما اینکه کسی مانند من که راحت در جلوی کامپیوتر نشسته بیاید از جایی حرف بزند که تا به حال نرفته زیاد جالب نیست. بد ندیدم امروز 4 دوست عزیز را دعوت کنم به این وبلاگ تا با هم ساعتی رو گپ بزنیم و ببینیم واقعا فاجعه چقدر فاجعه است؟!

خوشبختانه این طرح در آخر با یک پایان خوب ختم به خیر شد. تصمیماتی گرفته شد و راهکاری اندیشیده شد. من فقط در آخر به صورت مختصر اشاره می کنم و شروعش را به دوستان می سپرم تا بچه های شیرمرد خوزستان مثل همیشه خودشان را نشان بدهند.

*

 

فتحی: سلام دوستان. می شود خودتان رو معرفی کنید و بگویید نویسنده کدام وبلاگ هستید؟

کامیار: سلام، کاميار نديمي هستم، نويسنده وبلاگ وبرگر

حسن: حسن هستم نويسنده وبلاگ زير خط آي تي

گناهکار: من گناهکار هستم نویسنده‌ وبلاگ گناهکار

یزدان پرست: من یزدان پرست هستم، وبلاگ نویس بودم ولی به دلیل کمبود وقت رهایش کردم. ایده و اجرا helpkhuzestan با من بود.

  به خواندن ادامه دهید »

طومارهاي تشريح Kaibo Zonshinzu در سال 1819 بوسیله Yasukazu Minagaki که پزشکي در منطقه کيوتو بود طراحي شده است تصاویری ( که اگر نخواهیم نام ترسناک را بر آن بگذاریم ) زیبا و واقع گرا را از علم تشریح انسان نشان می دهند.

 

برخلاف طراحي هاي کشيده شده در همان زمان توسط اروپايي ها که اغلب شخص را در وضعيت يک موجود زنده و بدون درد به تصوير مي کشيدند ( و اغلب در حالتي مانند مجسمه هاي يونان باستان) اين نگاره ها حتي خون آبه جاري شده از سوژه را نشان مي دهدو صورت اجساد در آن ها حالتي بسيار وحشت آور دارد.

واقعیت این است که بدنهايي که براي کالبدشکافي در دوره هاي « ادو » استفاده مي شد اغلب به جنايتکارانی تعلق داشت که گردنشان زده شده بود و اين جلوه طبيعي، به ترسناک بودن اين ماجرا کمک می کند.

اگر به کتابخانه دانشگاه Kieo ( جايي که اين اسناد نگاهداري مي شود ) نگاهي بياندازيد دو طومار حاوي 83 نقاشي مي بينيد که بر اساس مشاهده ميناگاکي از 40 جسد ترسيم شده است. آنها در حقيقت بهترين مجموعه نقاشي هاي به دست آمده از اوايل قرن نوزدهم ميلادي در حوزه کالبدشکافي و آناتومي است.

در طومار اول دست نوشته اي از فيليپ فن سيبلد آلماني را مشاهده مي کنيد. عمده شهرت او به اين خاطر بود که او اولين پزشک اروپايي بود که پزشکي غربي را در ژاپن آموزش داد. اين مهر تائيدي است بر کيفيت نقاشي ها که در سال 1826 توسط او مشاهده شد.

در يادداشت سيبلد که به زبان آلماني نوشته شده است مي خوانيم : اين تحقيق کالبدشکافی با کوشش زيادي نوشته است و بنابراين بايد بزرگي آنرا تصديق کنم.

در سال 2003 وزارت فرهنگ ژاپن Kaibo Zonshinzu را به عنوان یکی از مهمترین سرمایه های علمی ژاپن اعلام کرد و گفت که این طومارها که در نتیجه مشاهدات مستقیم طراحی شده اند براساس تائید محققان آلمانی نشانگر سطح بالای پیشرفت علمی پزشکی در دوره « ادو » است.

 

پی نوشت: این مطلب را در اینجا خواندم. برای اطلاعات بیشتر به سایت کتابخانه دانشگاه Kieo مراجعه کنید. اگر هم به این موضوعات این چنین علاقه مند هستید دیدن آناتومی بدن انسان به سبک گوگل مپ هم شاید برای شما جالب باشد.

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

RSS Awareness Day

 

مدتهاست که شما در پایان مطالب این وبلاگ لینکی می بینید که شما را به فید این وبلاگ راهنمائی می کند. تعداد زیادی از وبلاگنویسان از این کار من که خودم هم از وبلاگنویسان مشهور خارجی آموختم تبعیت می کنند. مدتی است فکر می کنم شادی من بتوانم با تعداد زیاد خوانندگانم از این سیستم استفاده کنم اما وبلاگهای کوچکتر زیاد نمی توانند از این روش بهره برداری کنند. از سویی احساس می کنم برای خود من هم بازده خیلی بالایی ندارد. دیگر طبیعی است که برای وبلاگهای کم بازدیدتر اصلا مفید نباشد! چاره چیست؟ صفحه اشتراک!

در صفحه اشتراک شما می توانید خواننده را بیشتر به اشتراک فیدتان تشویق کنید. این کار به خاطر فضای بیشتری است که در اختیار شما قرار می گیرد. در ضمن شما می توانید در این صفحه اطلاعات بیشتری به خواننده بدهید و فیدهای مختلف وبلاگتان را به خواننده معرفی کنید. این کار تاثیر زیادی بر جذب مشترک خواهد داشت. مشترکی که روشهای مختلف را می بیند برای اشترک فید بیشتر به این روش ترغیب می شود تا مشترک بشود.

 

  • چگونه صفحه اشتراک بسازیم؟

برای اینکار می توانید از صفحه « مشترک شوید » این وبلاگ کمک بگیرید. این صفحه به صورت ساده طراحی است و فید http://feeds.feedburner.com/ITpedia را به خوانندگان وبلاگ معرفی می کند و روش اشتراک به صورت ایمیلی و فیدخوانی را آموزش می دهد.

 

  • چگونه این صفحه را به خوانندگان معرفی کنیم؟

برای این کار می توانید از همان روشی که فید را به خوانندگان معرفی می کردید باز هم استفاده کنید. فقط کافی است این بار به این صفحه ارجاع داده شود. به همین سادگی!

 

  • تغییری در این وبلاگ

امیر عزیز نویسنده وبلاگ  میکس آپ به مناسبت اینکه دامنه www.ITpedia.net  به این وبلاگ یک فتحی متصل شد یک کار بزرگ کرده است. حتما شما هم اگر از خوانندگان این وبلاگ باشید می دانید که این نویسنده کوچک همواره مورد توجه دوستان بوده است و انواع و اقسام محبتها برای رشد این وبلاگ از طرف دوستان من را شرمنده کرده است. این بار یک هدیه بسیار بزرگ از طرف امیر عزیز این محبت ها را تکمیل کرده است.

مدتها پیش به امیر عزیز درباره علاقه ام به آیکن فید این عزیز اشاره ای کرده بودم. البته فقط به صورت یک حرف ساده و بیشتر تمجید از سلیقه ایشان. مدتی پیش به صورت ناگهانی امیر عزیز این آیکن فید را با توجه به چیزهایی که من پیشنهاد داده بودم تا در فید خودشان اعمال کنند برای من فرستادند. این کار آنقدر غیرمنتظره بود که واقعا من در تشکر از ایشان خودم را کوچک می بینم. اصلا انتظار نداشتم چنین ناغافل هدیه ای در این مورد دریافت کنم.

مطالب وبلاگ امیر جان خودش به اندازه کافی برای من هدیه است. مطالب خوبش که می شود به مطلبش درباره گالری عکس بازیگران سریال Lost اشاره کرد همیشه برای من خواندنی بوده است.

شما می توانید از طریق فید http://feeds.feedburner.com/wordpress/mixup   مطالب وبلاگش را دنبال کنید.

از این به بعد می توانید در سایدبار این وبلاگ نمونه زیر را ببینید. آیکنی که می بینید هدیه امیر عزیز است. راستش حیف شد که نشد به طور مفصل از ایشان تشکر کنم. هر چند خودشان کلا مخالف این بودند که در وبلاگ از ایشان تشکر کنم اما ادب اجازه نمی ده که همین جوری زحمت ایشان را نادیده گرفت.

صفحه اشتراک وبلاگ شما هم مبارک!

 

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

RSS Awareness Day

 

اگر شما هم مشترک این وبلاگ باشید و یا به نوعی این وبلاگ را دنبال کنید حتما با اهمیت فید برای من آشنا شدید. پس بعید نیست که بهتون بگویم امروز روز جهانی فید است و من کلا امروز را بیشتر به فید اختصاص می دهم. این نوشتار کمکی به شما می کند تا کلا در زمینه فید اطلاعاتی پیدا کنید. امید است امروز با اکثر مباحث فید از طریق این وبلاگ و وبلاگهای دوستان آشنا بشوید.

  • فید چه فایده ای برای خوانندگان دارد؟

ببینید. من فکر می کنم که شما هم مانند من تعداد زیادی وبلاگ مورد علاقه دارید. سر زدن به هرکدام از اینها و خواندن آنها به شدت وقتگیر است. فید به شما کمک می کند با ساده ترین راه و سریعترین راه هر روز تعداد بسیار زیادی فید را بخوانید. در ضمن به صورت اتوماتیک از به روز شدن وبلاگهای محبوبتان مطلع می شوید.

  • فید برای وبلاگنویسان چه فایده ای دارد؟

شما هم دوست ندارید مانند من که اگر روزی مجبورشدید وبلاگتان را عوض کنید تمام دوستان و آشنایانتان و مخصوصا خوانندگان وبلاگتان را از دست بدهید. اگر اینها خوانندگان فید شما باشند ( البته اگر فیدبرنری باشد ) شما به هرجا بروید با چند تغییر کوچک می توانند شما را پیدا کنند.

در ضمن اگر تعداد مشترکان شما زیاد باشد احتمال این که مطالبتان خوانده شود بیشتر است. مثلا اگر در وبلاگ من مطلبی منتشر شود حتما در ساعت اول بیشتر از 50 بار خوانده می شود. مسلما این تعداد در ساعات بعدی بیشتر هم می شود و به جایی می رسد که مطالب این وبلاگ حداقل حداقل بیش از 1000 بار خوانده می شود. اگر مطلبی دیده هم بشود که دیگر بحثش جداست!

  • جمع بندی طلایی

فید و فید خوانی برای تمام وبگردان عزیز امری بسیار ضروری است. روزی می فهمید خواندن بدون فید یک اتلاف وقت اساسی است و وبلاگ نویسی بدون فید ریسکی جبران نشدنی.

اگر می خواهید امروز با ما باشید حتما باید با فید آشنا باشید. برای اینکار مطلب « فید، وبگردی با بالاترین سرعت » را بخوانید. بقیه مطالب امروز با این دیدگاه نوشته می شود که شما با فید آشنا هستید و این پست را خوانده اید.

 

روز جهانی خوراک مبارک

 

  • شما چه کاری می توانید بکنید؟

اگر شما خواننده صرف هستید فقط می توانید از فید استفاده کنید و به این وسیله به وبلاگنویس کمک کنید.

اگر شما وبلاگنویس هستید می توانید امروز به معرفی فید کمک کنید. البته احتمالا انتظاری از شما نمی رود که سعی کنید یک مجله درباره فید تهیه کنید. اگر بتوانید یک مطلب درباب معرفی هم بنویسید کافی است. این کار باعث می شود خوانندگان وبلاگ شما با فید وبلاگ شما آشنا شده و کم کم خودتان هم خواننده های ثابتی برای خود داشته باشید.

اگر می توانید این روز را هم معرفی کنید. اگر می توانید یک مطلب خوب در اینباره جمع و جور کنید که چه بهتر اما اگر نتوانستید می توانید به همین جا لینک بدهید.

استفاده از بنرها و لوگوهای تبلیغاتی برای این روز هم موثر است.

  • من چه کاری می توانم بکنم؟

من امروز را سعی می کنم کمی اطلاعات درباره فید به شما بدهم. برای این که تشویقی برای از فید نوشتن هم کرده باشم به کسانی که امروز مطلبی درباره فید بنویسند در ادامه همین مطلب لینک می دهم. اینجوری خوانندگان این مطلب از مطالب وبلاگ شما استفاده می کنند. شاید این تنها کمکی باشد که از دست من بر می آید. اگر به این وبلاگ در مطلبتان به هر صورت لینک بدهید به صورت خودکار در ادامه همین مطلب لینک شما قرار داده خواهد شد. اگر لینک ندادید در کامنتها اعلام کنید تا ظرف چند ساعت به شما لینک داده شود.

وبلاگینا : روز جهانی خوراک!

مشترک فید این وبلاگ شوید