در هجدمین روز از آگوست 1965 خانواده در یک رستوران بین راهی توقف کردیم. ما به سمت میشیگان در حرکت بودیم. آن روز چهارشنبه بود. ما در یک متل در میشیگان توقف کردیم. آن خیلی به یک اتاقک شبیه بود!
این حرفها حرفهایی است که برد ویلیامز در یادآوری روز 18 آگوست 1965 به یاد می آورد. برد در آن زمان فقط 8 سال داشت و امروز او 51 ساله است. او یک استعداد خارق العاده دارد. او تمام جزئیات زندگیش را به یاد می آورد. تمام جزئیات!
برای ویلیامز و خانواده اش این یک منبع سرگرمی است ولی برای یک کارشناس این استعداد در زمره بهترین در سطح جهان قرار می گیرد. دکترها هم اکنون روی او و یک زن با استعداد مشابه تحقیق می کنند. این دو می توانند تا عمق حافظه خود رسوخ کنند!

برد ویلیامز در یک برنامه رادیویی برای تست این استعدادش ظاهر شد. در این برنامه که در رادیو محلی La Crosse او به ظاهر لذت می برد. قرار بود یک تاریخ از 40 سال گذشته مطرح شود و او بگوید که چه اتفاقی برای او افتاده است یا چه اخباری در آن زمان مطرح بوده است. سوال انتخاب شد.
سوال : 7 نوامبر 1991 چطور بود؟
{بعد از چند ثانیه زل زدن به یک نقطه}
بیایید ببینیم….آن روز همه اخبار درباره یوهانسن بود که در آن زمان ایدز داشت. بله آن روز 5 شنبه بود. هفته قبل یک طوفان خیلی بزرگ آمده بود.
او به 20 اتفاق دیگر هم به درستی اشاره کرد. تولد اولین کودک آزمایشگای در سال 1978، نشت گاز در هند در سال 1984، و پیروزی بیل جین کینگ بابر بابی ریگز در مسابقه تنیس “نبرد ساکسس” در 1973 فقط نمونه هایی از این آزمایش هستند.
حالا واقعا چرا چنین اتفاقی می افتد؟
دکتر جیمز مک گاگ از تابستان سال پیش بر روی ویلیامز کار می کند. او می گوید ما فقط می دانیم که آن اطلاعات بسیاری را با جزئیات با خودش این ور و آن ور می برد. ما فقط می خواهیم بدانیم چرا چنین می شود؟
برادر ویلیامز اولین کسی بود که با مک گاگ تماس گرفت. مک گاگ یک پروفسور محقق در دانشگاه کالیفرنیاست که در سال 2006 یک مقاله در زمینه عصب شناسی نوشته بود. این مقاله که درباره شخصی مشابه انجام شده بود در مجله Neurocase چاپ شد.
آن زن که حدودا 40 ساله است که با نام اختصاری A.J شناخته می شود. او می نویسد “خیلی ها این را یک هدیه می دانند اما من یک مسئولیت می دانم. من در سرم تمام روزهای زندگیم را مرور می کنم و آن مرا دیوانه وار به حرکت وا می دارد.”
مک گاگ و همقطارانش یک آزمایش روی A.J ترتیب دادند. آنها یک روز را به صورت تصدفی انتخاب می کردند و خانم A.J مو به مو تمام اتفاقات را در آن هفته و آن روز بازگو می کرد. افرادی هستند که قابلیت جالبی دارند. این افراد از 50 تا 100 حرف یا عدد را که تصادفی انتخاب می شود را می توانند دقیقا حفظ کنند. جتی شخصی هم بوده است که سال پیش توانست یک داستان 330 حرفی را خوانده و دقیقا کلمه به کلمه حفظ کند.
دکتر مک گاگ می گوید:
این موضوع برای بررسی یک موضوع بی فایده است. این سطح بالاتر از توانایی انسانهای معمولی در به یاد آوردن خاطرات زندگیشان است. دکتر مک گاگ تاکید می کند که اینها از بیشتر از 90 درصد آزمایشات ما در به یادوری خاطرات دور سربلند بیرون آمده اند. امتحانات غالبا از دفترچه های یادداشت، دفترچه های خاطرات، اسناد، مدارک و تمام چیزهایی است که نشان دهنده یک اتفاق در زندگی سوژه است به این شرط که سوژه متوجه دست یافتن محققان به این اطلاعات نشوند.

سوژه باید این اطلاعات را به یاد بیاورد. امتخانات نوع دیگری هم دارد. محقق یک اتفاق از زندگی را یاد می کند. شوژه باید تاریخ دقیق اتفاق را به همراه جزئیات بگوید. یا اینکه محقق یک سری اطلاعات می دهد و سوژه باید اشتباه را در این سری اطلاعات پیدا کند.
هر دو سوژه در موضوعاتی که دوست دارند بسیار قویترند. مثلا ویلیامز درباره اطلاعات. فرهنگی بسیار عالی عمل می کند ولی در زمینه اطلاعات ورزشی دچار لغزش است.
بعد از اینکه مقاله مک گاگ درباره A.J نوشته شد 50 شخص دیگر هم ادعا کردند که چنین قابلیتهایی دارند. برادر ویلیامز هم در بین این افراد بود. اریک ویلیامز با پیگیری های خود نقش بزرگی در مطرح شدن برد ویلیامز داشت. البته مک گاگ و همکارانش به شدت روی افراد مختلف آزمایشات برگذار می کنند. یک پیرمرد 50 ساله هم از اوهایو رفتارها و استعداد مشابهی بروز داده است.
امروز بیشتر توجهات به اریک ویلیامز (برادر بزرگتر برد) جلب شده است. او شروع کرده است سرگذشت برد را جمع آوری کند. این فیلم (see) سال آینده جمع آوری می شود و از هم اکنون نام فراموش ناشدنی بر روی آن گذاشته شده است. فراموش نشدنی برای مردی که فراموش نمی کند!
منبع : بخش سلامت CNN – بخش خبری گوگل- بخش خبری یاهو
مرتبط: مرد گوگلی و بارانی، تقویم و دوربین انسانی!
مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید. اگر نمی دانید فید چیست بر روی همین جمله کلیک کنید

من در مسائل مورد علاقه تقریبا خوب عمل می کنم و کمتر فراموش می کنم ولی در بقیه موارد کمی مشکل دارم :)
سلام
من فريد هستم و از وبلاگ شما كلي مطلب جالب خواندم
این که چیزی نیست! من حتی یادمه که امروز ناهار چی خوردم! (می دونم کف کردید، اما باور کنید راست می گم)
پاسخ: دوست عزیز شما ما رو هالو گیر آوردید؟ ;)
نميشه گفت 100 درصد خوبه ! ما خاطراتي داريم كه ترجيح مي ديم فراموششون كنيم!؟
من تا چند سال پيش حافظه ام خيلي خوب بود ولي الان افت كرده!
خیلی جالب بود .
سلام
جالب بود
به سایت ما سر بزن
واز تبلیغ کن
موفق و پیروز باشی
مطلب جالبی بود
سلام وبلاگت خیلی باحال بود اگر دوست داشتی به وبلاگ منم یه سر بزن
خوشحال میشم
همیشه موفق باشی یا علی
________________________________
امام حسن عسکری علیه السلام:
جدال مكن كه ارزشت می رود و شوخی مكن كه بر تو دلیر شوند . / تحف العقول صفحه 486
خيلي هم مفيد نيست گاهي بهتره خيلي چيزها و حتي كسها را فراموش كرد !
اينطور نيست ؟؟؟
پاسخ: مسلما همینطور است.
خانم A.J به نکته خوبی اشاره کرده اند که این در حقیقت یک مسئولیت و یک بار سنگین است. در هر حال به نظر من فراموش کردن تا یک حدی از بزرگترین نعمتهاست.
دوباره سلام
خوب شما كه جوابم را نداديد لا اقل همه كامنت منو ميگذاشتي حداقل كسي كه بلد بود جواب ميداد اما به نظر من خودتون از همه بهتر بلديد اما چرا جواب ندادي من نميدونم اما سوالم اين بود كه چطور ميشه لگو يا ویجت هاي يك سايت را در وبلاگم در ورد پرس قرار بدم البته ميدونم بايد در قسمت ویجت ها يك ويجت متن قرار بدم و كد را داخلش پيست كنم اما اين كار را ميكنم و وقتي وبلاگم را ميبينم فقط كدها را ميبينم نه ويجت يك سايت مثل last fm مرسي از جوابتون
پاسخ: دوست عزیزم. ممنون از لطفتون. غرض جسارت نبود. می خواستم کلا یک مطلب به معرفی این سایت اختصاص بدهم و در آنجا جواب بدهم. برای همین کامنت قبلی شما را به قسمت مدیریتی بردم تا جلوی چشم خودم باشد. شرمنده اگر باعث ناراحتی شد. در کل دوست من برای توکاری کردن ویجت این سرویس باید آنرا به سورس قالبتون اضافه کنید که متاسفانه این امکان در وردپرس دات کام در اختیار شما نیست. اگر کسی اطلاعات بیشتری دارد به من هم لطف کند. اگر نمونه مشابهی دیدید در وردپرس دات کام به من خبر بدهید لطفا
درود
به نظر من وحشتناکه هر چند من هم همه چیز یادم می مونه ولی نه به این شدت! معمولا هم این آدمها به کینه توزی معروف هستند (مثل خودم) چون متاسفانه هیچ چیز یادشون نمیره در صورتی که دست خودشون نیست!
khub bud
mer30
خشوبحالش من که یادم نمیاد 10 دقیقه پیش داشتم چی کار میکردم خیلی جالبه به نظر من !
اول اینکه باید از سایت خوبتون تشکر کنم.
دوم اینکه باید ذکر کنم که من هم شماره هارو به خوبی حفظ می کنم ( اگه بدون اغراق بخوام بگم شاید تا همین الان بیش از 2000 شماره تلفن حفظم ! و حتی شماره پلاک ماشینهایی که طی 4/5 سال گذشته سوار شدم و …)
و سوم اینکه باید به دوستمون آقای کاوه گیلانی بگم که افرادی که هیچ چیز رو فراموش نمی کنن اصلا کینه توز نیستند . بلکه سعی می کنن تا در مقابل ناحقی ای که در موردشون اعمال شده نوع دیگری برخورد کنن.