در علم جغرافی واحه به یک منطقه گفته می شود که بین صحرا محصور شده است. این محیط می تواند حتی خیلی کوچک باشد. اما در صحبتهای ما واحه تقریبا یک دهکده فرض می شود. دهکده ای سبز در میان بیابان.

اگر در جایی مقداری آب باشد در کنار آن می شود حیات را ایجاد کرد. واحه ها هم همین جوری به وجود می آیند. امروز به دو دلیل درباره واحه ها می خواهم صحبت کنم. یکی این که من امروز به نقش کشاورزی به اصطلاح خودم «لایه لایه» در بقای واحه ها پی بردم. این نوع کشاورزی چه طوری است؟
در لایه بالای کشاورزی ما درخت خرما را داریم. این درخت خرما برای درختها و صیفی جات کوچکتری مانند هلو و زیتون و … سایه ایجاد می کند. این درختها لایه وسط را تشکیل می دهند که در مقابل گرما حساستر از خرما هستند. حالا همین درختهای لایه میانی برای سیب زمینی و گوجه و چیزهایی که در ارتفاع پائین تر هستند و در برابر گرما آفتاب حساستر هستند سایه ایجاد می کنند. این جوری هیچ کدام دچار آفتاب سوختگی نمی شوند. فقط کافی است مثلا گوجه در چنین صحراهایی در زیر نور شدید باشد تا به سرعت محصول خراب بشود. به نظر من جالب بود.
یک دلیل دیگر هم عکسهای زیر است که از یک واحه گرفته شده است. در منبع عکسها هم اثری از اطلاعات بیشتر نبود اما هر چه که بود این واحه ها به نظر من زیبا می آمد. می بینید خدا چگونه طبیعت سبز را با صحرا همسایه کرده است؟

شما به گسترش مدخل واحه در ویکیپدیا کمک نمی کنید؟
مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید. اگر نمی دانید فید چیست بر روی همین جمله کلیک کنید




مرسی جالب بود و دیده بودم!
عجیب بودنش که عجیبه. واقعی بودنش، از شدت عجیب بودنش سخت به نظر میرسه.
ممنون مطلب جالبی بود.
سلام برادر!
جالب بود
چیزهای زیادی که یادنداشتم رو یاد گرفتم.
دست شما درد نکنه.
علم عالی زیاد!
یاعلی
التماس دعا
یونس