شما یک ساعت وقت دارید. همه یک ساعت وقت دارند. هر کسی که می خواهد یک چیزی را پیدا کند، شاید برای تعریف کردن برای دیگران، فقط یک ساعت وقت دارد تا برود و تجربه کند. تجربه کند عرق سردی را که بر روی گونه هایش از ترس سرازیر می شود. یک ساعت وقت دارد ببیند جایی را که برای ترسیدن رفته است. و شاید شما فقط یک ساعت وقت دارید تا این فیلم 2 ساعته را تا آخر ببینید و تا آخر بترسید!

مایک انسلین نویسنده ای است که بعد از مرگ نابهنگام دخترش بسیار شکاک و افسرده می شود. در همین بین او شروع می کند به نوشتن کتابی درباره رابطه خود و پدرش. کتاب پرفروش می شود بدون اینکه کسی بداند این زندگی واقعی خود مایک است.
این تشویقی می شود برای مایک تا کتاب بعدی خود را تحت عنوان «10 هتل جن زده» منتشر کند. کتاب بسیار پرخواننده ای می شود و یکی از همین خوانندگان کارت پستالی را از هتلی به نام دلفین برای او می فرستد که درباره رفتن به اتاق 1408 اخطار می دهد.
مایک فردی است که به وجود روح و جن و ماورالطبیعه اعتقادی ندارد و فقط برای جذب خواننده در کتابهایش چیزهایی در این باره می نویسد پس طبیعی است برای کتابهای آینده تحریک شود که شبی را در این هتل بگذارند. مدیر هتل تمام تلاشش را می کند اما مایک تصمیم خود را گرفته و اتاق را به نبرد می طلبد. نبردی که باعث می شود مایک هم به ارواح جور دیگر نگاه کند.
فیلم با کارگردانی مایکل هافشتروم Mikael Hafstrom به خوبی داستان اصلی را از جایی که یک هتل بی نهایت عادی است شروع می کند. بدی اتاق همین عادی بودن آن است. در دقایق اول بیننده جان به لب می شود تا کمی در این اتاق چیزی عجیب ببیند. بدتر از همه اینکه مایک انسلین با بازی جان کیوزاک هم در تمام جملاتش این را بر فرق سر ما می کوبد که این یک اتاق معمولی است.
در زمانی که ما داریم بر صورت خودمان از شدت عادی بودن همه چیز چنگ می زنیم ناگهان ورق بر می گردد. کم کم اتفاقات شروع می شود و لحظه به لحظه موج ترس بیشتر ما را در خودش غرق می کند. بدی کار اینجاست که ما نمی فهمیم چرا داریم می ترسیم و این ترس از کی شروع شد. اینجاست که می فهمیم چرا داستانی کوتاه از غول این داستانها یعنی استفن کینگ می تواند دستمایه فیلمی 5 میلیون دلاری شود.

فیلم در سال 2007 با هزینه 25 میلیون دلاری ساخته و در آمریکا 72 میلیون دلار فروخت. در این فیلم به غیر از کیوزاک نمی تواند از نقش ابربازیگر هالیوودی یعنی ساموئل ال جکسون غافل شد. او که در فیلم کاراکتر آقای اولین را بازی می کند خیلی سعی می کند تا به مایک بفهماند که از رفتن به این اتاق پرهیز کند. اما مرغ مایک یک پا دارد و به هیچ عنوان از خواسته اش که اقامت در اتاق 1408 است کوتاه نمیاد. در جایی مدیر هتل می گوید چقدر می خواهید در هتل بمانید و مایک می گوید حداقل یک شب. اینجاست که مدیر هتل می گوید « اما هیچکسی توی آن اتاق بیشتر از یک ساعت دوام نیاورده ( اول متن بر اساس همین یک ساعت نوشته شده است ). مایک یک ساعت در اتاق می ماند و خیلی چیزها یاد می گیرد.

-
پایان بندی
اگر در ایران باشید ( از طریق دی وی دی فیلم را دیده باشید ) و یا در هالیوود بوده باشید حتما نسخه اکران شده فیلم را دیده اید. در این نسخه سعی شده پایان فیلم خوب تمام بشود. مایک به خانه پیش همسرش که سالهاست ترکش کرده بر می گردد و با خوبی و خوشی زندگی می کنند. تنها موردی که این حس را به ما القا می کند که اینها یک توهم نبوده نواری است که مایک و همسرش در اتاق از صدای دخترشان می شوند.
اما اگر توانسته باشید نسخه تدوین کارگردان را گیر بیاورید پایان فیلم بسیار متفاوت خواد بود. مایک می میرد و در تشییع جنازه مدیر هتل وسایل مایک را به همسرش می دهد و به او می گوید که مایک بی خود نمرده است. لیلی آنها را قبول نمی کند و مایک به ماشینش باز می گردد. نواری که مایک رکورد کرده بوده را گوش می دهد و در زمانی که صدای کیتی مشغول پخش بوده ناگهان چهره مایک را در آینه می بینیم. اینجاست که واقعا می ترسیم!
-
1408
امیدوارم شما هم اگر به فیلمهای ترسناک بدون خون و خونریزی علاقه مند هستید این فیلم را از دست ندهید. فیلمی که واقعا به نظر می رسد در ساختش تلاش فوق العاده ای شده است. نمونه آن را می توانید در دقت به عدد 13 ببینید. تقریبا جمع ارقام تمام اعداد فیلم 13 است. از 1408 بگیرید ( 1+4+0+8 ) بگیرید تا سال تاسیس دلفین که 1912 بوده است همه به عدد 13 اشاره دارد. این اشارات به این عدد به ظاهر نحس اتفاقی نیست. شاید اینهم می خواهد شما را بترساند!
پی نوشت: اگر می خواهید بیشتر درباره ارجاعات این فیلم به عدد 13 بدانید از ویکیپدیا کمک بگیرید. البته به نظر من البته 13 عددی نحسی نیست. حداقل به اندازه شماره شناسنامه من ( 666 ) شیطانی نیست :)

مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید. اگر نمی دانید فید چیست بر روی همین جمله کلیک کنید

یک چیزی که من باید در موردش بنویسم ترس غربی و ترس شرقی است. 1408 با وجود همه برتریهای تکنیکی و بازیگری، چیزی کم داره! نمیتونه به اندازه یه فیلم مثلا شرقی آدم را بترسونه. ریشههای ترس هم فرهنگی هستن. فرصتی پیش بیاد مشروح در موردش مینویسم.
پاسخ: به چیز جالبی اشاره دارید دکتر. یک خورده جنس ترسی که ما را می ترساند با جنسی که غربی ها را می ترساند فرق می کند. همانطوری که من فکر می کنم فیلمهای “شرقی زیادی هستند که با وجود ترسناک بودن زیاد برای غربی ها جالب نباشند. خوشحال می شوم کمی بحث رو توی «یک پزشک» باز شده ببینم.
اینو که عید کانال 4 نشون داد؟ ایا؟
پاسخ: می گویند تلویزیون نشان داده اما زیاد دوبله درستی نکردند. من ندیدم البته. من نسخه دی وی دی ارائه برای اکران عمومی را دیدم و یک تیکه از «تدوین کارگردان» فیلم را.
من این فیلم رو قبلا دیدم ولی نمی دونم چرا چندان چنگی به دلم نزد !
پایان ترسناکش واقعیتر به نظر میرسید، ممنون از اینکه در مورد این فیلم نوشتی، دوستش داشتم.
وقتی این فیلم را دیدم واقعا ترسیدم بازی کیوزاک هم به نظرم چشمگیر آمد فضای اتاق ترس منطقی را ایجاد می کرد با توجه به تم استان که جای گاف زیاد بود اما ساخت خوب آنها را به کمترین حد تقلیل داده بود.
در ضمن در باره اش نوشته بودم اگر بخوانید خوشحال می شوم.
http://www.neverland.ir/?p=12
“اینو که عید کانال 4 نشون داد؟ ایا؟
پاسخ: می گویند تلویزیون نشان داده اما زیاد دوبله درستی نکردند. من ندیدم البته. من نسخه دی وی دی ارائه برای اکران عمومی را دیدم و یک تیکه از «تدوین کارگردان» فیلم را.”
درسته شبكه 4 عيد نشون داد منم ديدم دوبلش هم خوب بود و به قول تو نسخه تدوین کارگردان رو نشون داد با همين پاياني كه تو گفتي خيلي خوب بود تهيه كننده (يا كارگران الان درست يادم نيست) ” پارك وي” همون فيلم فيلم ترسناك ايرانيه رو هم به عنوان كارشناس دعوت كرده بودن
ای بابا. چه شانسی. تازه پیداتون کردم پست دیروزتون در مورد اون غذاها و پست امروزتم راجع به ترس
یعنی دیروز حسابی حالت تهوع پیدا کردم به عنوان اولین روزایی که مشتری وبلاگتون شدم و امروز هم یه حس ترس…
راستی بابا کامنت زیاد……………. بابا معروف …….. بابا …
پاسخ: خیلی جالب بود. ایشالله مطالبمون بهتر میشود. در مورد کامنت هم شوخی نکن. این همه خواننده و این تعداد کامنت شرم آوره برای من :(
به نظر من نمیشه 1408 رو زیاد فیلم ترسناکی دونست . بیشتر یک فیلم مهیج میتونه باشه هرچند که من دو پایان رو دیدم اما اون پایانی که زنده میمونه از نظرم بهتر بود , راستی لپ تاپ کوزاک هم در این فیلم Dell هست که حتی توی سرما و اون برف هم کار میکرد D: ما که فقط با دلش حال کردیم
سلام
منم این فیلم رو دیدم، ولی هنوز به اندازه( The Grudge) که سال 2004 ساخته شده نترسیدم.
البته اضافه کنم من Grudge رو سا@ 2 نیمه شب و تنها تو خونه دیدم( هیچکس خونه نبود)
اگه ندیدین، همین جوری که من دیدم ببینید :)
با سلام خدمت دوستان،فيلم رو نميشه در دسته فيلم هاي ترسناك گذاشت چون فيلمي هيجان انگيز است.من به شما دوستاني كه ازين نوع فيلم ها خوششان ميايد فيلم rosmary`s baby را پيشنهاد ميكنم كه فيلمي بحث برانگيز است خفن!!! و دوستي كه گفتند فيلم هاي شرقي ترسناك ترتد بايد بگم اگر ازين فيلم ها دختر بچه ي مو بلند را بگيري ديگر هيچ جيزي براي ترساندن ندارند!