Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘ادب و هنر’ Category

فرق کار آکادمیک درست «دیگران» و «ما» شاید در همین باشد که ما خیلی هنر کنیم به ایده خویش تنها کمی فکر می کنیم اما دیگران آنها را می کوشند عملی کنند. اولین قدم هم شاید به نمایش گذاشتن ایده ها باشد. این کار حداقل ایده به کسانی می دهد که در آینده قدرت اجرای آن را دارند. نمایشگاه «آینده پول» چنین هدفی دارد. اطلاعات بیشتر و عکسهای دیگری از این مجموعه را می توانید از سایت این ایده پردازان دانشجو ببینید اما هدف من بیان لذتی بود که از دیدن دو عکس از این مجموعه بردم.

 

جدید!

29 دلار در ماه

مدل جدید روحانی بودایی

نارنجی :)

 

این ایده که بعدا بتوان به همین راحتی و با پرداخت 29 دلار در ماه یک مبلغ مذهبی آن هم با تمام خصوصیات بارزش –مثلا لباس نارنجی برای یک راهب بودایی- در اختیار داشته باشید و احتمالا در آن ماهها دین جدیدی داشته باشید کمی انسان را به زیرزیرکی خندیدن به آینده خود ترغیب می کند!

 

خروج سریع

قمار کن روی چیزی ارزشمندتر از زندگی

 

همیشه بعد مرگ عزیزان این فکر به سر انسان –مخصوصا اگر کمی مسن هم باشد- می رسد که انگار او نیز کمی احساس تنهایی و رخوت می کند و بی هدف خانه را می پوید بلکه به چیزی بهتر برسد. نکته اینجاست که این گشتن همیشه نتیجه خوبی ندارد و انسان را به منتهای طغیان فکری یا پوچی افکار رسانده، تا جایی که انسان گاه فکر می کند مرگ چقدر شیرین و لذت بخش است. حالا راه ساده است. کمی پول خرج می کنیم و یک خروج راحت و بی دغدغه را تجربه می کنیم. اما فرای مسئله پول این به نوعی قمار است سر فرداها. یان دیگر شوخی نیست. به زودی همه چیز برایتان تمام می شود اما روشنی فرداها که از دست می رود چه؟ آنها ارزش ماندن ندارد؟ یا بمانیم برای چه؟ به دوش کشیدن جای خالی وجودشان؟

 

 

این ویدئو را هم ببینید

این دو عکس مرا به تعجب انداخت. اولی را به این دلیل که چقدر خوب می شد یک روحانی از مذهبمان ، حال هر چه که باشد ، یک ماه در اختیار ما بود تا تمام سوالاتمان را از او بپرسیم. دومی به این خاطر که چهره زن به شدت انسان را به شک می اندازد. شک برای اینکه شاید فرار زیباست!

 

اگر به مجموعه آثار هنری علاقه دارید توصیه می کنم «هنرهای شگفت انگیزی از جنس سایه و آشغال!» را از دست ندهید

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

الکسی تیتارنکو عکاس نام آشنای روس در سال 1962 در سن پترزبورگ به دنیا آمد. او که هم اکنون در نیویورک زندگی می کند علاقه خاصی به عکاسی از شهرها دارد. مسلما یکی از این شهرها، شهر سن پترزبورگ شهر بسیار دیدنی زادگاه اوست با مردی به ظاهر سرد که دیدن شهرشان کم از دیدن ونیز و شهر ممنوعه ندارد.

اما گویی الکساندر می خواهد تصویری جدید ارائه کند. شهر سن پترزبورگ از دید او به شهری از اشباح می ماند که این تفکر در عکاسی اش رسوخ کرده است. عکسهای زیر از سایت او برگزیده شده است. با هم ببینیم. با کلیک بر روی هر کدام عکس را بزرگتر خواهیم دید.

 

خیلی خوشحال خواهم شد اگر نظر دوستان عزیزی چون منیره و بامدادی را درباره این عکسها بدانم. اگر شما هم دستی بر دوربین دارید خوشحالم می کنید اگر توضیحاتی تکمیلی اضافه کنید.

پیشنهاد می کنم اگر به هنرهای این چنین علاقه مندید «عکسهایی که بعد از مرگ گرفته شد» و «10 عکس از بهترین عکسهای سونی» را هم ببینید.

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

حتما شما هم دیده اید هنرمندانی را که با تاباندن سایه عکسشان به یک دیوار به مسحور کردن بینندگان مشغولند. هنر زیبا و پیچیده ای که اساتید زیادی در جهان به آن مشغولند. اما نوع دیگری هم هست که شاید هیچ وقت فکرش را هم نکنید. انداختن سایه زباله ها بر دیوار!

تیم نوبل و سو وبستر متولد 1966 و 1967دو انگلیسی هستند که بر روی این هنر جالب کار می کنند. آنها از زباله استفاده می کنند و بر روی اینها به وسیله یک پرژکتور نور می تابانند تا سایه ها بر روی دیوار انداخته شود. جالب است بدانید این زباله ها از سطح خیابانهای لندن جمع آوری می شود.

موسسه معتبری چون ساعتچی به جمع آوری آثار آنان مشغول است. آنها تا به حال در جشنواره های زیادی شرکت کرده و همواره همه را مسحور خود کرده اند. جالب اینجاست که با دیدن زباله ها نمی توانم فهمید که به چه چیزی اشاره دارند و تنها هنگامی که با نورپردازی های خاص سایه را ایجاد کردند می توان پی به ماهیت سایه ها برد. از سال 2000 آنها کار خود را به صورت تجاری هم ارائه می دهند. آنها از دهه 80 تا به الان با هم کار می کنند و در این دو دهه به خوبی به ظرایف کار هم آشنا شده اند.

گروهی معتقدند که زن و مردی که در اکثر کارهای آنان به چشم می خورند طعنه ای به خوشان هستند. کسی چه می داند؟ شاید طنزی تلخ در این کارها وجود دارد. سایه یک انسان لزوما به یک انسان تعلق ندارد!

 

پیشنهاد می کنم اگر به هنرهای تصویری علاقه مند هستید «دهکده اعجاب برانگیز نقاشی ها» را هم ببینید.

تیم و سو در ویکیپدیا و گالری چارلز ساعتچی . منبع

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

ویکی هیر شاید فکرش را هم نمی کرد که بتواند برنده یک رقابت این چنینی بشود اما او توانست در مقابل 7طراح دیگر پیروز از میدان خارج بشود. حالا این رقابت چی بود؟

خانم پتاماری مک لیود مدیر جشنواره ازدواج Christchurch می گوید هر طراح اجازه دارد از دو بسته رول 4 تایی دوبل ( حدود 16 برابر رولهای معمولی ) از کاغذتوالت استفاده کند تا بتواند لباس عروسی خودش را تهیه کند!

در هر حال این خانم خرامان و عروسوارانه! لباسش را به نمایش گذاشت و توانست پیروز این میدان باشد. البته شاید برای شما سوال مطرح بشود که مگر می شود با کاغذ توالت لباس درست کرد؟ جواب این است که در کشورهای اروپایی نوعی از دستمالها هستند که از جنسی به اصطلاح کتان نرم ساخته می شود و یک خورده مقاومتر هستند. البته نه آنقدر مقاوم که این کار را ساده بکند. تهیه این لباسها هنر بسیار خاصی می خواهد. حتی اگر قرار بود با وسایل معمولی هم تهیه بشود – خانمها بهتر می دانند- کار طراحی لباس عروس بسیار مشکل است.

اکثر لباسها حدود 8 تا 10 رول کاغذتوالت مصرف کردند اما باید قبول کرد نتایج کار خیره کنند بود. این لباسها به قدر طبیعی درست شدند که به نظر می رسد با پارچه های معمولی تهیه شدند. این مراسم ساخت لباس قسمتی از جشنواره ازدواج Christchurch است که هر ساله در این وقت سال برگزار می شود.

پیشنهاد می کنم برای موضوع لباس « تیشرت در اینترنت » را هم بخوانید. این خبر این مطلب در اینجا منتشر شده بود

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

سوگواری چیزی است که در فرهنگ های مختلف با آن به صورت مختلفی برخورد می شود. اما به وضوح می توان در رفتارهای دورانی ویکتوریایی نشانه های آن را یافت. آنها همواره در جهت باقی گذاشتن یک یادگار بودند. به این نگاه کنید.

در واقع بیشتر عکسهایی که گرفته می شد به خصوص در آمریکا عکسهای پس از مرگ بود. در دوران ویکتوریا به دقت صحنه مرگ برای یک عکاسی دقیق بازسازی می شود. در کتابی در این مورد می خوانیم:

این نوع عکس انداختن به بخشی از مراسم سوگواری در فرهنگ آمریکایی تبدیل شده بود. بازماندگان به آنها افتخار می کردند و عکسهای آنها را به دیوار آویخته، برای دوستانشان فرستاده و یا در قابی کوچک یا در کنار آینه جیبی همیشه همراه داشتند.

 

تذکر مهم: اگر احساس می کنید که مایل نیستید از مسائل بعد از مرگ بشنوید و یا احساس می کنید که ناراحتی روحی – قلبی دارید پیشنهاد می کنم همینجا مطالب را کنار گذاشته و ادامه ندهید. ممنون.

در آن زمان اتاقی که بیمار در آنجا جان می داد بسیار مهم بود. بخش مهمی از تشییع جنازه و رسومات ان به آنجا بستگی داشت. عکس زیر عکس کودکی است که درون تابوت به خوابی ابدی رفته است. اینجا «اتاق مرگ» است.

راستی به گوشه عکس آن سایه تاریک دقت کردید؟ آن دستیار عکاس است که در تابوت را باز نگه می دارد تا عکس پرتره مرگ را به یادگار بردارد.

 

 در این عکس چه نکته ای را می بینید؟ پسر کوچک بالای سر برادر مرحومش ایستاده است. ترسناکترین قسمت کار اینجاست. که کسی که در صحنه مرگ بوده است بخواهد همان حالت قبل را داشته باشد. ذره ای احساس جایز نیست.

 

 نوع دیگری از تصویربرداری آن زمان برداشتن عکس از زمان سوگواری است. این هنگام که معمولا بار احساسی بسیار زیادی را به دنبال دارد نه به متداولی حالت قبل اما خود نیز طرفدارانی داشت.

البته عکاس بیرحم در اینجا برای بالابردن میزان سوگواری موجود در عکس یکی از جذابیتهای آن دوران را در این عکس به کار برده است. روح نگاری. چنین به نظر می رسد که تصویری از مادر به صورت محو بر روی این عکس اعمال شده است و با حالتی شبیه پرتونگاری جلوه ای از روح مادر را به نمایش می گذارد.

 

نوع دیگری از عکاسی مرگ در آن زمان شاید بسیار دور از ذهن باشد. فرد مرحوم شده را چون فردی زنده قرار می دهند و در حالتی مثلا حالت خواب عکس او را بر می دارند. مانند این عکس که مرد در حال روزنامه خواندن خوابیده است. اما این خواب بیشتر کمی طولانی است. او مرده است.

 

پی نوشت: شما می توانید در این ارتباط مطلب « مردی که با قوطی نوشیدنی به سفر آخرت می رود » را نیز بخوانید. اما می خواهم نظر شما در اینباره چیست؟ شخصا دوست دارم ادامه هایی بر این نوشته در این وبلاگ باشد. در حال بررسی بیشتر هستم و مطلبی نیمه تمام آماده دارم. ممنون می شوم اگر نظرتان را در اینباره بدانم. برای اطلاع بیشتر این مطلب فوق چکیده ای بود از اینجا!

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

یکی از بهترین رقابتهای عکاسی جهان را باید رقابتهای SWPA دانست. این رقابتها که هرساله همانطور که از نامش ( Sony World Photography Awards ) بر می آید توسط سونی برگزار می شود امسال هم در 21 تا 25 آپریل برگزار شد.

این رقابتها هر ساله با حضور تعداد زیادی عکاس تقریبا در نوع خود بی همتا است. امسال 55 عکس به بخش نهایی راه یافت که دوست عزیزی حدود 50 عکس از آنها را برایم ایمیل فرموده اند. من هم به سلیقه خود تعدادی را انتخاب کردم که بد ندیدم شما هم ببینید. اگر مایل بودید عکسهای بعد را در یک سری دیگر به همراه 5 عکسی که ندیدم تقدیم شما می کنم. قاعدتا باید در سایت سونی عکسها موجود باشد.

 

کودک فقیر دوربین را می پوید

 

این راه تا بی نهایت ادامه خواهد داشت

 

بوسه نرم مادرانه

 

(بیشتر…)

Read Full Post »

اگر در زمانهای خاصی مانند یک ماه قبل از عید دست به دامن نقاشان بزرگ شوید تا برای عید یک اثر تحویل شما دهند حتما متوجه زمانبر بودن این کار می شوید. فکر کنم روزی در شهری مانند تهران 100 نقاشی هم آماده نشود. اما در خبرهای واصله می بینیم که همه جا این طور نیست.

دهکده اي در چين توليد کننده 60 درصد از نقاشي هاي جهان است که تعداد قابل توجهي از اين نقاشي ها کپي مو به مو از نقاشي هاي مشهور است. با اين وجود هنرمنداني که اين نقاشي ها را کپي مي کنند سرشار از استعداد هستند و براي اثبات اين نکته سازماني به نام Regional از آن ها خواست تصوير خودشان را نقاشي کنند. نتيجه کار شگفت انگيز بود.

 

 

این نمونه ای است از آن نقاشی ها

 

ديفان دهکده اي است محصور در ميان ابرشهر پررونق شن زن. سرچشمه بيشتر نقاشي هاي رنگ روغن جعلي در جهان همين دهکده است. همه فکر مي کنند هنرمندان شهر دفان آثار هنري گمنامي را براي مشتريان بي نام و نشان تهيه مي کنند و از اين نظر فرقي با يک کارخانه بي نام و نشان که آثار هنري جعلي و کپي توليد مي کند ندارد. البته به نظر من این چیزی فراتر از یک کپی کاری ساده است.

سازمان Regional به طور سازنده به همکاري با اجتماعي پرداخت که قبلا فقط براي توليد بيشتر فعاليت مي کرد. آنها فقط تولید می کردند تا محصول بیشتری داشته باشند و روی کیفیت متمرکز نبودند.

اما در این طرح محصول نهایی کار این هنرمندان نمایانگر جزئیات فنی، خلاقانه و حرفه ای هویت هنرمند است که درسبک هنری آن ها در تقليد از هنرمندان مشهور ريشه دارد. نتیجه کار که ترکیبی است از سوژه اصلی و سبک بر گرفته شده از آن، نشان دهنده ارزش این نو آوری، تعامل فرهنگی در سطح جهانی و همیاری سازمان Regional با شیوه های نویی است که این دهکده را جهانی می کنند.

دیفان هم اکنون جهانی است. هر چند شاید در کپی کاری!

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

Older Posts »