Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘وبلاگ نویسی’ Category

با سلام. مشاهدات نشان می دهد که هنوز 494 نفر این وبلاگ را از طریق فید زیر دنبال می کنند که احتمالا شما هم از آن دسته هستید

https://1fathi.wordpress.com/feed

این احتمالا به این خاطر است که شما نمی دانید که این وبلاگ به آدرس

http://1fathi.com

منتقل شده است. از شما خواهش می کنیم که به صفحه

اشتراک رایگان

بروید و اشتراک خود را به اشتراک مناسب که دیگر دوستانتان در آن مشترکند تغییر دهید.

آیا می دانید که مطالب زیادی منتشر شده است که خدمت شما تقدیم نشده است؟ به آن وبلاگ بروید و خودتان ببینید. در هر حال من همیشه از بودن با شما خوشحال می شوم.

بفرمائید :)

http://feeds.feedburner.com/ITpedia

Read Full Post »

احتمالا شما که اینجا را مطالعه می کنید یا مستقیم آمده اید یا مشترک فید ارجینال این وبلاگ یعنی https://1fathi.wordpress.com/feed هستید.

چقدر خدمتتان عرض کردم که فید «فیدبرنری» این وبلاگ را مشترک شوید؟ این همه نتیجه اش. خواهش می کنم همین الان، مشترک فید http://feeds.feedburner.com/ITpedia بشوید.

اگر نمی دانید چرا به این خاطر است که این وبلاگ دیگر رسما تا اطلاع ثانوی تعطیل شده است و شما از این به بعد باید با حضورتان در وبلاگ http://1Fathi.com من را از سعادت حضورتان بهره مند کنید.

اینجا شاید یک خداحافظی هم باید بکنیم از سرویس خوب wordpress.com که تمام راه پیشرفت را برای من باز گذاشت تا امروز بتوانم در کنار شما از این فضای مجازی لبالب لذت بشوم.

ممنونم وردپرس دات کام. بهترین سرویس وبلاگنویسی رایگان در سرتاسر جهان

اگر نمی دانید چطور مشترک شوید و از مطالب برخوردار شوید از صفحه اشتراک استفاده کنید.

و به تو سلام می کنم در 1Fathi.com

Read Full Post »

مقدمه: شخصا این وبلاگ را روزنوشت نمی دانم اما با توجه به حجم ایمیلهای رسیده و محبت دوستان این مطلب نوشته شده است. تمام این مطلب بر اساس مشاهدات شخصی من است که به عنوان نویسنده دومین وبلاگ محبوب فارسی زبان در نظرسنجی اخیر پرشین وبلاگ به عنوان تنها مرجع در این زمینه در این مراسم شرکت کرده بودم. این مطلب بازگوی حاشیه های ناگفته از این مراسم است. هرگونه متلک گویی به من آزاد است. خودم را آماده کرده ام :)

 

در ضمن مثل اینکه بچه های پرشین بلاگ انتقاد از پرشین بلاگ را ایرانی بازی می نامند. من واقعا دوست داشتم از این جشن حمایت کنم و باز هم ازشان تشکر می کنم چون می دانم که کار بزرگی می کنند اما نمی توانم یک متن مثبت بنویسم وقتی نظرم مثبت نیست. اگر این به قول دوستان ایرانی بازی است من هم یک ایرانی هستم و متنی که در ادامه می خوانید ایرانی بازی است :)

راستش بگذارید از اصل ماجرا شروع کنیم. این جا را مانند یک گزارش لحظه به لحظه بخوانید:

مراسم تقدیر از وبلاگنویسان برتر آغاز می شود. قبلش یک کلیپی پخش می شود که یک اسکرین شاتش هم به وبلاگ من اختصاص دارد.

وبلاگ اول که طبیعتا وبلاگ یک پزشک معرفی می شود. دوم مزیدی، سوم کلاشینکف دیجیتال ( ششمین وبلاگ محبوب فقط در پرشین بلاگ و نه کل وبلاگها! ) و چهارم اکرنه ( وبلاگ مدیر خود پرشین بلاگ ).

مجری دوباره از آقایی که معرفی می کردند و فکر می کنم اسمشون نکوهیده بود ( درست می گویم؟ ) می خواهد که اسم نویسنده های وبلاگها را بخواند که به روی سن بیایند. آقای نکوهیده اشتباها به جای یک پزشک به خانم می گوید یک فتحی. اینجا میکروفون باز است و ما هم می شنویم. خانم با یک چیزی که به نظر می رسد «می گویند این چیزی نیست، هیچی» اشاره می کنند که یک پزشک درست بوده و آقا درستش که یک پزشک هست را می خوانند. ( اینجا را همه می توانستند ببینند ) …

 

بعد از این اتفاق و دادن جوایز آقایی که با چند دوستشون در کنار ما نشستند ( اسم یکی از خانمها یادمه مینا بود ) شروع کردند به بحث درباره یک فتحی. حدودا بحث این جوری شروع شد آقا گفتند: هه یک فتحی هم هست. خانم گفتند: ها؟ :) آقا ادامه دادند که یک فتحی هم دعوت است. اما فکر نمی کنم دعوتش کنند بره بالا . اصلا نیومده ( دقت دارید که من کنارش با یک نفر فاصله نشسته بودم ) …

{ من اینجا با یک عذرخواهی وارد بحث شدم. جالب اینجا بود که خودم را هم معرفی نکردم. همین جا باید از این اکیپشون عذرخواهی کنم. چون کارم خیلی بد بود که ناشناس باهاشون صحبت کردم. فکر می کردم بعدا شناس بشوم! }

 

من با آقا کلی بحث کردم که من یک فتحی را می شناسم و می دانم که میاد. تازه خودش به من گفته که هم دعوت است و هم قرار است ازش تقدیر بشود. آقا هم  انکار کردند و بعد از این که اشاره کردند که از طرفداران این وبلاگ هستند { آقا دست شما درد نکند. کلی ذوق کرده بودم تعریف می کردی از وبلاگ :) } که من شنیدم که چون این شدیدا عشق وردپرس است اگر بیاد آبروریزی می کند و اصلا با اینا دشمن خونی است ( خدائیش من نفهمیدم این دشمنی را از کجا گفت! ) و اصلا نمیاد. بحث که یک خورده کش پیدا کرد از آنجایی که مطمئن بودم که دیگر می روم روی سن با اینا شرط بندی کردم! من گفتم یک فتحی می رود روی سن و آقا هم گفتند نمی رود. البته این شرط بندی یک خورده فکر می کنم به خاطر این انجام شد که آقا می خواستند جلوی دو خانم دیگر یک حرکت جالبی کرده باشند و من را ضایع بفرمایند  :) بنده هم مطمئن که شرطی که نیم ساعت پیش به دوست همراهم  باخته بودم را از این راه جبران می کنم. شرط بسته شد و دریغ از یک بار که اسم یک فتحی از زبان احدالناسی خوانده بشود. اگر همان یک بار اول اسم من را نمی خواندند کلا شک می کردم که من توی کامپیوترشان هستم یا نه؟ این بنده خداها هم نیم ساعت قبل از پایان جشن حوصله نکردند و رفتند. خدا رحم کرد که گیر نداد که شرط رو بده. تنها چیزی که از بحث آن روز فهمیدم این بود که حتی اگر شما توی نظرسنجی دومین وبلاگ شده باشید چون ممکن است از وردپرس حرف بزنید پس می شود رای های دوستانتون را نادیده گرفت :)  

 

یکی از برنامه نویسان پرشین بلاگ هم بودند که قبل از مراسم با هم تلفنی اوکی کردیم و من از در تالار الغدیر تا جایی که رفتم نشستم با ایشان همراهی شدم که دستشان درد نکند. سوال اینجاست که من اگر واقعا ازم تقدیر شده است چرا ایشان که هم از آمدنم خبرداشتند و هم از جایم مطلع بودند  به من نگفتند که بیا جایزه ات را بگیر. آن جوری که ایشان می گویند خانم پولادزاده خیلی هم ناراحت شدند که چرا من روی سن نرفتم!!!! این درحالی است که اطلاعات غیرموثقی می گویند که خانم پولادزاده اصلا من را در نظر نگرفتند و به نیامدن من اشاره کردند که می توانند خودشان بهتر توضیح بدهند.

 

یک نکته دیگر این است من به عنوان وبلاگنویس دوم بودم و این درحالی است که طبقه پایین برای صد وبلاگنویس برتر و افراد VIP بوده است. از آنجایی که وبلاگنویس دوم جزو صد وبلاگنویس اول حساب نمی شود ( این که چطوری حساب نمی شود را خودتان باید بفهمید. من نفهمیدم! ) من به طبقه دوم راهنمایی شدم. دلیلش هم پر بودن سالن پایین عنوان شد. این در حالی است که من از آقایی که ردیف اول نشسته بودم پرسیدم که اوضاع پایین چطوره و ایشان گفتند که که جا هست و به ما نمی دهند و مال افراد خاص است. با توجه به این که افراد VIP معمولا ردیفهای اول می نشینند حدس می زدم ( انگار حدسم اشتباه بوده ) که می شد از صندلی های خالی میانی که به نظر برای VIP ها نبوده است به من هم صندلی داد. حالا کی خاص بوده جای توضیح دارد.

 

اما باز هم برای من سوال است که چطور شد کسی که توی برترین وبلاگها رتبه دوم را گرفته به روی سن دعوت نمی شود. حتی یک جای مناسب هم داده نمی شود که بشود پایین را دید. توی یک گوشه تاریک با یک جایی که واقعا نورپردازی خسته کننده بود نشستن برای 4 ساعت و ندیدن دوستانی که به خاطرش به جشن رفتید خیلی آزاردهنده است. قراری با جادی عزیزم گذاشته بودیم که متاسفانه تا بیرون از جشن از دیدنشون محروم بودیم. این هم جای سوال برای من دارد. من از همان مسئول پرسیدم که جادی نیامده و ایشان گفتند که جادی تماس گرفته و گفته که ساعت5:30 تا 6 می آید. من هم به ایشان گفتم اگر آمدند حتما یک ندا به من بدهید. این در حالی است که جادی تکذیب می کند و بر طبق شواهد و گزارش دقیقش از ساعت 4 آنجا بوده است! رسما هیچ بلاگر مطرحی را ندیدم. و نه هیچ دوستی :(  

 

دیروز نتایج رسمی اعلام شد و دوست بی نهایت عزیزم خانم آنی دالتون به عنوان رتبه دوم معرفی شدند. آنقدر خانم آنی بر سر من منت دارند که خوشحال باشم از موفقیت ایشان اما برای من یک سوال مطرح است؟ وبلاگ من در طول کل نظرسنجی در رده دوم بوده و به غیر از یک شاید یک روز یا دو روز که اول بود از جایش تکان نخورد. در زمان پایان نظرسنجی هم باز من دوم بودم. الان توی اعلام نهایی من سوم شدم. در جواب این سوال که چرا این جوری شده؟ معلوم شده که من بعد از نظرسنجی هم می توانستم در نظر سنجی دست ببرم که خدا را شکر تقلبم معلوم شده و من از رده دوم به سوم رسیدم :) اگر توی نظرسنجی بود اشکال نداشت اما چرا پس تا روز آخر من دوم بودم؟ قرار شد من این را در وبلاگ بگویم و خواننده ها خودشان قضاوت کنند احتمالش را!

 خدا را شکر با سوم شدن من آنی یک پله بالاتر رفت و ایشون دوم شد وگرنه اگر از دوستان خودم نبود خیلی ناراحت می شدم. این وبلاگ آنی ( یادداشت های یک دختر ترشیده ) را هم از دست ندهید.

 

اما راستش به غیر از دیدن جادی عزیز تنها نکته جالب دیدن آنی دالتون بود. اما راستش خیلی دلم سوخت. وقتی معلوم شد که ویولت هم هست می توانم بگویم واقعا متاثر شدم ( شدید! ) و هر چه سعی کردم که ببینم ویولت چه شکلی است ندیدمش. در حالی که اگر پایین بودم این اتفاق نمی افتاد. حتی یک تصویر هم روی نمایشگرها از ویولت ندیدیم.

واقعا از حضور این زن بهت زده و شوکه بودم و خودش هم می شناسد و می داند که کاملا صادقانه دارم می گویم. ایشالله به جای رفتن به چنین جشنهایی باید هماهنگ کنیم و چندتا بلاگری که تقریبا با هم آشنا هستیم یک قراری جایی با هم بگذاریم.

وبلاگنویسان عزیز دیگری هم بودند که دوست داشتم ببینمشان اما سخنرانی به شدت طولانی خانم محتشم زاده، بلاگری که رسما وبلاگشان را نمی شناسم وقت را از دیگر دوستان می گیرد. چه اشکالی داشت این جشن یک خورده وبلاگی تر بود تا گیلاس خانم عزیز هم بیاد روی سن تا ما ببینیم بالاخره این انقدر بداخلاق هست یا نه؟ ولی خدائیش من هر جور حساب می کنم نمی توانم تصویر یک خانم لجباز و بداخلاق را از ذهنم دور کنم. ایشالله به زودی یک میتینگی با ایشان و شوهرشون می گذاریم. شاید هم با مریم خانم شریف و شوهرشون. آقای جادی و خانمشون. ویولت عزیز ( البته بعد از کم شدن دردسرهایش به زودی )، ویدا خانم نورمحمدیان و  تعداد زیادی از دوستان که این جشن می توانست ما را با هم آشناتر بکند. امیدوارم بتوانم روزی همه شما را که یک خورده با هم آشنا هستیم ببینم. راستش نمی دانستم شما هستید و فقط ویلی بود که آن هم نشد ببینمش و با هم 4 کلمه درددل وبلاگنویسی کنیم.

 

راستش این نظرسنجی محبوبترین وبلاگ یک خوبی هم برای من داشت. من یک تک رای هم به خودم ندادم اما توی نظرسنجی دوم شدم ( یا سوم ) آن هم بین 3000 وبلاگ و این این امید را به من می دهد که شما واقعا بامعرفت هستید و محبتتان را از من دریغ نمی کنید. هر چند این در حالی است که فهمیدم بلاگری مثل یک پزشک انقدر شناخت دارد که توی همچنین جشنی شرکت نکند. راستش رسما با بعضی از تعریفهای اغراق آمیز و بزرگ نمایانه که از دکتر مزیدی شد خوشحالم که ایشان هم شرکت نکرد و شان خودش را بالا نگه داشت و رسما علاقه ام به دکتر مزیدی دو برابر شد. راستش الان می فهمم که سایتی مثل پی سی دانلود برعکس رقیبانش که می خواستند خودشان را وسط وبلاگها جا کنند چرا از نظرسنجی محبوبترین وبلاگ کنار کشید. انگار پی سی دانلود هم شرط بزرگی را فهمیده است.

و از خودم خجالت کشیدم که نشد تشکری از دوستان وبلاگنویس بکنم. شرمنده دیگر. انگار من بودم و تقدیر نبود!

 

پی نوشت:انصافا تبریک نگفتن به این عزیزان خالی از اخلاق دوستی و وبلاگی است. اول باید تبریک به دکتر علیرضا مجیدی بگویم که هرکاری کردیم زورمان نرسید و از رتبه اول پایین نیامدند. بعد به آنی تبریک بگویم که واقعا احساس می کنم نویسنده توانایی است و همیشه برای ما محبوب بوده است. ویولت هم که واقعا افتخار داد آمد. فکر می کنم آقای کیانیان هم خیلی سرفراز شد. به بچه های همشهری جواد تبریک بگویم که واقعا آبروی پرشین بلاگ رو خریدند. به دکتر مزیدی تبریک بگویم که سر این جریان نمی دانم چرا ازش خوشم آمد. به زهرا اچ بی که واقعا گل کاشت و حیف شد که ندیدیمش. به معلم گل و 4 تا نوگلی که وبلاگ دیرتش باد نمی گذارد هیچ وقت مهرو محبت از یادمان برود. از میلاد و بامداد که جای شان خالی نباشد. از بقیه دوستان که زیاد شناختی نسبت بهشان ندارم تا جادی عزیزم که اگر نبود واقعا این نقطه روشن این جشن بود و حیف که در  طبقه بالا بود. از حقیقت نگذریم دوست داشتم جای این همه سخنران فقط یک دقیقه سخنرانی جادی را ببینم :)

همه موفق باشید و یادتان باشد همیشه کسانی چون من هستند که دوستتان داشته باشند چون شما واقعا دوست داشتنی هستید.

پیروز و شاد باشید.

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

دیشب خبر کوتاهی را در گوگل ریدرم دیدم. اما مطمئن نیستم عواقب ان به همان کوتاهی باشد. فرندفید ( معرفی فرندفید ) تب اتاق را اضافه کرده است. شاید تحولی دیگر!

 

زمانی که فرندفید را اولین به همراه سپهر عزیز در وبلاگستان معرفی می کردیم   فرندفید را سیستمی مبتنی بر سیستمهای دیگر می پنداشتیم. یعنی فرندفید آن زمان امکانی نداشت و هر چه بود مبتنی بر سیستمهای دیگر بود. در حقیقت هم اکنون نیز فرندفید کارکردی این گونه دارد و عملکرد کاربر را در سرویسهای مختلف جمع آوری می کند اما با گزینه Room می توان فرندفید را هم جدا از دیگر سرویسها متصور شد.

 

شما در سرویس Room می توانید به قول وبلاگ Friendfeed یک mini FriendFeed of our own درست کنید.

در حقیقت کارکرد متعالی که می توان از این سرویس انتظار داشت دسته بندی کاربردی نظرات و اشتراکات در یک موضوع ویژه است. برای مثال می توان کاربران وردپرس را در گروهی جمع کرد و در آن به اشتراک آیتمها و تبادل نظر پرداخت. پیش بینی این که به زودی فرندفید پر خواهد شد از گروههای تخصصی چیزی دور از ذهن نیست.

 

به راحتی می توان تصور کرد که در یک موضوع خاص می توان کاربران حرفه ای وب فارسی امروز را در یک مجموعه گرد هم آورد. راحتی راه اندازی اتاقها و بالاتر از ان راحتی در عضویت می تواند باعث رشد سریع این سیستم شود.

هم اکنون کاربرانی که از دیشب مطلع شدند به سرعت در حال ثبت گروههای با نامهای محبوب مانند بلاگرز هستند. شما دست به کار نمی شوید؟

 

من به شخصه چند گروه راه اندازی کردم که بد نمی بینم شما هم در آنها به هدف گروه کمک کنید.

  • اول توصیه می کنم تمام وبلاگنویسان فارسی زبان در گروه «وبلاگستان» عضو شوند. این گروه برای رشد و تعالی و به قول خودمان «راه افتادن چرخ وبلاگستان» راه اندازی شده است. می توانید از طریق آدرس زیر در این گروه عضو شوید
    http://friendfeed.com/rooms/weblogestan
  • اگر شما وبلاگنویسی هستید که به موضوعات IT علاقه مند هستید می توانید علاوه بر گروه بالا در گروه «آی تی نویسان» هم عضو شوید. این گروه می تواند در آینده باعث جهت دهی ما IT نویسان برای پرداخت موضوعی خاص مثلا معرفی ویکیپدیا استفاده شود. آدرس این گروه را در اینجا می بینید.
    http://friendfeed.com/rooms/it-bloggers
  • اگر از سیستم وبلاگنویسی وردپرس مانند wordpress.com و یا wordpress.org استفاده می کنید گروه «وردپرس» را در یابید.
    http://friendfeed.com/rooms/persianwordpress
  • و در آخر اگر ایرانی هستید در گروه «ایران» عضو شوید( پیش بینی می کنم بزرگترین گروه فرندفید شود و به درد پروژه هایی مانند فرندفید فارسی بخورد )
    http://friendfeed.com/rooms/iranian

 

حضور شما را در این اتاقها خیر مقدم می گویم!

 

پی نوشت: وجدانا هدف شما از این که من را در فرندفید دنبال نمی کنید چیست؟ یک فتحی را در فرندفید دریابید :)

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

من و این وبلاگ همیشه دوستانی داشتیم و داریم که به ما در نیازهای خودمان کمک می کردند. این بار می خواهم از این دوستان یاری بگیرم تا در زیباسازی این وبلاگ به من کمک کنند. البته از آنجایی که من در زمینه سلیقه تقریبا هیچ نقطه روشنی در کارنامه ندارم همه زحمت را می خواهم به گردن دوستانم بیاندازم. مثل همیشه!

راستش مدتهاست که احساس می کنم این وبلاگ از نظر هدر دچار مشکل است. نباید تعجب کرد عکسی که یک روز چشم مرا گرفته است ( زمانی که این وبلاگ بسیار کوچک بود ) امروز برای خوانندگان جالب باشد. برای این موضوع می خواستم از دوستانی کمک بگیرم که احیانا می توانند کمی وقت بگذارند و به این وبلاگ کمک کنند. برای این موضوع خواهش می کنم اگر شما در زمینه هنرهای گرافیکی دستی بر آتش دارید با ایمیل من ( Yek.fathi در Gmail ) تماس بگیرید تا با هم در این زمینه صحبت کنیم. تمام سعی من بر این است که مزاحم دوستان نشوم اما واقعا بدم نمی آید هنر شما زینت بخش این وبلاگ باشد. این لطفتان را فراموش نخواهم کرد. انشالله دستت به آنجایی که می خواهید برسد :)

Read Full Post »

به احتمال بسیار زیاد با گوگل ترندز آشنا هستید. Google Trends در حقیقت خیلی دیر رشد می کند اما به خاطر یک قابلیت همه صنعت آمارگیری وب را متحول کرده است. چیزی که گوگل ترندز در آن یکه تاز است مقایسه است. گوگل ترندز برای هر چیزی می تواند مقایسه کند. حتی مثلا شما اگر آمریکایی باشید می توانید بفهمید پوشک بچه ای که در آمریکا بیشتر مصرف می شود کدام است؟ گوگل این کار را با بهره برداری از ساختارهای جستجوی خود و مقایسه نتایج جستجو به علاوه مقدار دیگر از فاکتورهای موجود در دیتابیس های گوگل انجام می دهد.

اما چیزی که می خواهیم به آن بپردازیم مسئله دیگری است. امروز مقاله ای خواندم که به بررسی میزان مقبولیت (Popularity) وبلاگها، روزنامه ها و مجلات در گوگل پرداخته بود. برای اینکار از همین ابزار Google Trends استفاده شده بود. نتیجه جالب بود. به نمودار زیر که از اینجا برداشت شده است نگاه کنید. 

در این نمودار قرمز وبلاگها، آبی روزنامه ها، زرد مجلات هستند.

 

متوجه می شوید که در این آزمایش روزنامه ها و مجلات کم کم مقبولیت خود را در مقابل وبلاگها از دست دادند و این وبلاگها بودند که در زمینه «جذب» موفق بودند. نمودار زیر این نکته را بهتر مشخص می کند. نمودار پایین از 30 روز اخیر تهیه شده است که بهتر برتری وبلاگها را نشان می دهد.

 

 

بد ندیدم همین بررسی را برای 3 گزینه مجلات، روزنامه ها، و وبلاگها انجام دهم. این تحقیق می تواند دید بهتری نسبت به این مقایسه در زبان فارسی به ما بدهد.

 

 

نمودار زیر نیز همین بررسی را در 30 روز اخیر انجام می دهد.

 

بر عکس زبان انگلیسی که وبلاگها با برتری کمی از روزنامه ها پیش افتاده اند و زبانهای فرانسه و اسپانیایی که وبلاگها برتری فاحشی دارند در ایران وبلاگها در رقابت با مجلات بوده اما در مقابله با روزنامه ها حرفی برای گفتن ندارند.

سه نکته در اینباره نظر من را جلب کرد.  روزنامه جام جم با شمارگان میلیونی طبیعی است که مقبولیت بیشتری داشته باشند از وبلاگهایی چند هزاری ویزیتوری! دوم داشتن درآمد منفی برای بلاگرها ( به خاطر هزینه امکانات فنی و بدون جبران مالی ) به بلاگرها امکان حرفه ای شدن را نمی دهد. بلاگری که باید در طول روز فعالیتی را انجام دهد و حداکثر در زمان بسیار کمی می تواند به وبلاگ به عنوان یک رسانه شخصی برسد امکانی برای مقابله با روزنامه های رسمی ندارد.

سوم اینکه به خاطر نبود پشتیبانی دولتی مانند پشتیبانی از طریق رسانه تصویری مردم یا وبلاگ را نمی شناسند یا اعتبار رسانه ای برای آن قائل نیستند. این در حالی است که به رسانه هایی اعتماد می کنند که قبلا درباره افتضاحاتشان صحبت کردیم.

 البته هر سه دلیل بالا به نبود پشتوانه مالی برای بلاگر مربوط تر است. حال سوال این است. در این وانفسا چگونه می توان بدون منابع مالی این فاصله در میان رسانه روزنامه و وبلاگ را از بین برد؟ آیا راهی هست برای نزدیک شدن این دو به هم؟

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

RSS Awareness Day

 

مدتهاست که شما در پایان مطالب این وبلاگ لینکی می بینید که شما را به فید این وبلاگ راهنمائی می کند. تعداد زیادی از وبلاگنویسان از این کار من که خودم هم از وبلاگنویسان مشهور خارجی آموختم تبعیت می کنند. مدتی است فکر می کنم شادی من بتوانم با تعداد زیاد خوانندگانم از این سیستم استفاده کنم اما وبلاگهای کوچکتر زیاد نمی توانند از این روش بهره برداری کنند. از سویی احساس می کنم برای خود من هم بازده خیلی بالایی ندارد. دیگر طبیعی است که برای وبلاگهای کم بازدیدتر اصلا مفید نباشد! چاره چیست؟ صفحه اشتراک!

در صفحه اشتراک شما می توانید خواننده را بیشتر به اشتراک فیدتان تشویق کنید. این کار به خاطر فضای بیشتری است که در اختیار شما قرار می گیرد. در ضمن شما می توانید در این صفحه اطلاعات بیشتری به خواننده بدهید و فیدهای مختلف وبلاگتان را به خواننده معرفی کنید. این کار تاثیر زیادی بر جذب مشترک خواهد داشت. مشترکی که روشهای مختلف را می بیند برای اشترک فید بیشتر به این روش ترغیب می شود تا مشترک بشود.

 

  • چگونه صفحه اشتراک بسازیم؟

برای اینکار می توانید از صفحه « مشترک شوید » این وبلاگ کمک بگیرید. این صفحه به صورت ساده طراحی است و فید http://feeds.feedburner.com/ITpedia را به خوانندگان وبلاگ معرفی می کند و روش اشتراک به صورت ایمیلی و فیدخوانی را آموزش می دهد.

 

  • چگونه این صفحه را به خوانندگان معرفی کنیم؟

برای این کار می توانید از همان روشی که فید را به خوانندگان معرفی می کردید باز هم استفاده کنید. فقط کافی است این بار به این صفحه ارجاع داده شود. به همین سادگی!

 

  • تغییری در این وبلاگ

امیر عزیز نویسنده وبلاگ  میکس آپ به مناسبت اینکه دامنه www.ITpedia.net  به این وبلاگ یک فتحی متصل شد یک کار بزرگ کرده است. حتما شما هم اگر از خوانندگان این وبلاگ باشید می دانید که این نویسنده کوچک همواره مورد توجه دوستان بوده است و انواع و اقسام محبتها برای رشد این وبلاگ از طرف دوستان من را شرمنده کرده است. این بار یک هدیه بسیار بزرگ از طرف امیر عزیز این محبت ها را تکمیل کرده است.

مدتها پیش به امیر عزیز درباره علاقه ام به آیکن فید این عزیز اشاره ای کرده بودم. البته فقط به صورت یک حرف ساده و بیشتر تمجید از سلیقه ایشان. مدتی پیش به صورت ناگهانی امیر عزیز این آیکن فید را با توجه به چیزهایی که من پیشنهاد داده بودم تا در فید خودشان اعمال کنند برای من فرستادند. این کار آنقدر غیرمنتظره بود که واقعا من در تشکر از ایشان خودم را کوچک می بینم. اصلا انتظار نداشتم چنین ناغافل هدیه ای در این مورد دریافت کنم.

مطالب وبلاگ امیر جان خودش به اندازه کافی برای من هدیه است. مطالب خوبش که می شود به مطلبش درباره گالری عکس بازیگران سریال Lost اشاره کرد همیشه برای من خواندنی بوده است.

شما می توانید از طریق فید http://feeds.feedburner.com/wordpress/mixup   مطالب وبلاگش را دنبال کنید.

از این به بعد می توانید در سایدبار این وبلاگ نمونه زیر را ببینید. آیکنی که می بینید هدیه امیر عزیز است. راستش حیف شد که نشد به طور مفصل از ایشان تشکر کنم. هر چند خودشان کلا مخالف این بودند که در وبلاگ از ایشان تشکر کنم اما ادب اجازه نمی ده که همین جوری زحمت ایشان را نادیده گرفت.

صفحه اشتراک وبلاگ شما هم مبارک!

 

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Read Full Post »

Older Posts »