Feeds:
نوشته
دیدگاه

حتما با سیستم ترجمه گوگل آشنا هستید. سرویسی که روز به روز محبوبیت خاصی پیدا می کند و اجازه می دهد دیگر با دانستن کمی زبان انگلیسی به راحتی بتوان از منابع اکثر زبانهای مهم دنیا بهره برد. اما این سیستم انگار تفکرات سیاسی خاصی را پیروی می کند!

 

دیروز اگر کلمه «simpaticone» را که کلمه ای است ایتالیایی به معنای فرد به تعبیر من «مرد مضحک» در سیستم ترجمه گر گوگل به انگلیسی ترجمه می کردید گوگل در پاسخ «Barack Obama» را به عنوان پاسخ باز می گرداند ( عکس )

 

 

 

به نظر می رسد گوگل هم اوباما ، کاندیدای ریاست جمهوری ایالات متحده، را دوست ندارد ;)

 

می توانید از اینجا امتحان کنید اما گوگل امروز ترجمه  «funny guy» را جایگزین نام باراک اوباما کرده است. این البته به زبانهای دیگر هم همچنین ترجمه می شد که امروز همه درست شد. منبع خبر

 

 

******************************

راستش را بخواهید می خواستم یک تشکر بسیار مفصل از همه دوستانی بکنم که از دیشب من را شرمنده کرده اند و روز تولدم را به من تبریک گفتند اما دیدم اگر الان بنویسم ممکن «خود تحویل گیری» برداشت کنید :) . از سویی این فتحی چیست که تولدش چه باشد!

 

برای همین از دوستانی که همیشه در سرتاسر این دنیای مجازی به من لطف داشتند صادقانه تشکر می کنم که خودشان مطمئنا بیشتر از همه می دانند امروز چقدر در کنارشان خوشحالم. واقعا امروز بهترین یک تیر تمام عمر مجازیم است که در کنار دوستانم داشته ام.

 

این هم عکسی است که دوستان عزیزم، آق فری و منیره خانم، برای روز تولدم در فرندفید قرار داده اند.

 

 

 

انصافا این شبیه نوزادی من است؟ :))

تاکس نوزاد!

 

 مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

فرق کار آکادمیک درست «دیگران» و «ما» شاید در همین باشد که ما خیلی هنر کنیم به ایده خویش تنها کمی فکر می کنیم اما دیگران آنها را می کوشند عملی کنند. اولین قدم هم شاید به نمایش گذاشتن ایده ها باشد. این کار حداقل ایده به کسانی می دهد که در آینده قدرت اجرای آن را دارند. نمایشگاه «آینده پول» چنین هدفی دارد. اطلاعات بیشتر و عکسهای دیگری از این مجموعه را می توانید از سایت این ایده پردازان دانشجو ببینید اما هدف من بیان لذتی بود که از دیدن دو عکس از این مجموعه بردم.

 

جدید!

29 دلار در ماه

مدل جدید روحانی بودایی

نارنجی :)

 

این ایده که بعدا بتوان به همین راحتی و با پرداخت 29 دلار در ماه یک مبلغ مذهبی آن هم با تمام خصوصیات بارزش –مثلا لباس نارنجی برای یک راهب بودایی- در اختیار داشته باشید و احتمالا در آن ماهها دین جدیدی داشته باشید کمی انسان را به زیرزیرکی خندیدن به آینده خود ترغیب می کند!

 

خروج سریع

قمار کن روی چیزی ارزشمندتر از زندگی

 

همیشه بعد مرگ عزیزان این فکر به سر انسان –مخصوصا اگر کمی مسن هم باشد- می رسد که انگار او نیز کمی احساس تنهایی و رخوت می کند و بی هدف خانه را می پوید بلکه به چیزی بهتر برسد. نکته اینجاست که این گشتن همیشه نتیجه خوبی ندارد و انسان را به منتهای طغیان فکری یا پوچی افکار رسانده، تا جایی که انسان گاه فکر می کند مرگ چقدر شیرین و لذت بخش است. حالا راه ساده است. کمی پول خرج می کنیم و یک خروج راحت و بی دغدغه را تجربه می کنیم. اما فرای مسئله پول این به نوعی قمار است سر فرداها. یان دیگر شوخی نیست. به زودی همه چیز برایتان تمام می شود اما روشنی فرداها که از دست می رود چه؟ آنها ارزش ماندن ندارد؟ یا بمانیم برای چه؟ به دوش کشیدن جای خالی وجودشان؟

 

 

این ویدئو را هم ببینید

این دو عکس مرا به تعجب انداخت. اولی را به این دلیل که چقدر خوب می شد یک روحانی از مذهبمان ، حال هر چه که باشد ، یک ماه در اختیار ما بود تا تمام سوالاتمان را از او بپرسیم. دومی به این خاطر که چهره زن به شدت انسان را به شک می اندازد. شک برای اینکه شاید فرار زیباست!

 

اگر به مجموعه آثار هنری علاقه دارید توصیه می کنم «هنرهای شگفت انگیزی از جنس سایه و آشغال!» را از دست ندهید

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!